نشر مقالات علمی - فرهنگی - تاریخی واشعار
 

دو نوشتۀ تاریخی با ارزش ازپروفیسور شرعی جوزجانی


پروفیسور شرعی جوزجانی 
ترجمه های تورکی «شـاهـنـامـه» 

عناوین بالا و پائین را کلیک نموده مطالعه نمائید


پروفیسور شرعی جوزجانی 
بهادر شاه ظفر رهبر قیام مسلحانهٔ مردم هند بر ضد اشغالگران انگلیس 

طبق اشارۀ خلیل زاد انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در6 میزان سال جاری برگزار میشود

۲۸ ثور ۱۳۹۸ خورشیدی  برابر با ۱۸ می ۲۰۱۹ میلادی

 خلیل‌زاد: آماده‌گی برای برگزاری انتخابات گرفته شود

۸صبح: زلمی خلیل‌زاد، نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان گفته است، صلحی که منجر به یافتن یک راه حل سیاسی برای پایان جنگ و حل معضل افغانستان شود، اولویت امریکا است، اما در کنار آن آماده‌گی برای برگزاری انتخابات نیز روی دست‌ گرفته شود.

آقای خلیل‌زاد روز شنبه بیست‌وهشتم ثور در یک رشته توییت هم‌چنان تأکید کرده است، هم‌زمان با پیش‌برد گفت‌وگوهای صلح، برای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری قابل اعتماد نیز برنامه‌ریزی شود.

نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان، در این رشته توییت‌، اولویت کشورش را در خصوص مساله صلح و انتخابات توضیح داده و تأکید کرده است که این دو روند باید به صورت هم‌زمان به پیش‌ برده شود. او گفته است که مردم افغانستان صلح و پایان جنگ را می‌خواهند اما خواست برقراری صلح مردم را از حق اشتراک در انتخابات محروم نمی‌کند.

این در حالی است که الیس ویلز، معاون وزیر خارجه امریکا در امور آسیای جنوبی و مرکزی که هفته گذشته برای اشتراک در مراسم گشایش �بازنگری کمک‌های ملکی امریکا�، به افغانستان آمده بود، در دیدار با رهبران حکومت و وحدت ملی و اعضای کمیسیون‌های انتخاباتی روی برگزاری انتخابات به موقع، شفاف و با اعتبار تأکید کرد.

قرار است که انتخابات ریاست جمهوری در ششم میزان سال جاری برگزار شود. در این انتخابات ۱۸ نفر به شمول سران حکومت وحدت ملی، برای تصدی کرسی ریاست جمهوری نام‌نویسی کرده‌اند.

اخیراً با تشدید تلاش‌های صلح، نگرانی‌ها از به حاشیه رفتن انتخابات نیز مطرح شده است. اما خلیل‌زاد که تاکنون شش‌بار هیأت امریکایی را در گفت‌وگو با نماینده‌گان گروه طالبان رهبری کرده است، به این نگرانی‌ها پاسخ داده و خواهان اتخاذ آماده‌گی‌های لازم برای برگزاری انتخابات ریاست جمهوی به موقع و معتبر شده است.

مطالبی دربارۀ سرگذشت زبان فارسی درایران /افغانستان /تاجیکستان

سرنوشت زبان فارسی از آغاز ورود به فلات ایران تا امروز چگونه بود؟

اخباراریائی:باشگاه خبرنگاران جوان نوشت: فارسی یا پارسی یکی از زبان‌های هندواروپایی در شاخهٔ زبان‌های ایرانی جنوب غربی است که در کشور‌های ایران، افغانستان، تاجیکستان و ازبکستان به آن سخن می‌گویند. فارسی زبان رسمی کشور‌های ایران و تاجیکستان و یکی از دو زبان رسمی افغانستان است. زبان رسمی کشور هندوستان نیز تا پیش از ورود استعمار انگلیس، فارسی بود.

زبان فارسی را پارسی نیز می‌گویند. زبان فارسی در افغانستان به‌طور رسمی دری و در تاجیکستان تاجیکی خوانده شده‌است. در سال ۱۸۷۲ در نشست ادیبان و زبان‌شناسان اروپایی در برلین، زبان‌های یونانی، فارسی، لاتین و سانسکریت به عنوان زبان‌های کلاسیک جهان برگزیده شدند. بر پایهٔ تعریف، زبانی کلاسیک به‌شمار می‌آید که باستانی باشد، ادبیات پرباری داشته باشد و سوم در آخرین هزاره عمر خود تغییرات اندکی کرده باشد.

فارسی از دیدگاه شمار و گوناگونی ضرب‌المثل‌ها در میان سه زبان نخست جهان است. با ورود واژگان از زبان عربی (و زبان‌های دیگری مانند یونانی، آرامی، ترکی و غیره) به زبان فارسی، این زبان از نظر تعداد واژه‌ها یکی از غنی‌ترین زبان‌ها شده‌است. در کمتر زبانی فرهنگ واژگانی، چون دهخدا (در ۱۸ جلد) یا فرهنگ سخن (در ۸ جلد) دیده می‌شود. زبان فارسی نهمین زبان پرکاربرد در محتوای وب و بالاتر از عربی و ترکی و سایر زبان‌های خاورمیانه است.

 آیا زبان فارسی در طول زمان تغییراتی داشته است؟

یکی از آبشخور‌های این زبان، زبان کهنسال رایج روزگار هخامنشیان است که آن را پارسی باستان می‌خوانند. نمونه‌ای از این زبان در نوشته‌های پادشاهان این خاندان به خط میخی در دست است. در این نوشته‌ها کمابیش ششصد و اندی واژه (غیر مکرر) به کار رفته‌است.

ما باید بدانیم که تاریخ زبان مادری ما از روزی که نیاکان ما به این سرزمین آمده‌اند تا به امروز چه بوده و چه شده است و چه تطور‌ها و گردش‌هایی در آن راه‌یافته است، از این‌رو، به قدیمیترین زبان‌های ایران بازمی‌گردیم.

زبان مادری قدیمیترین یادگاری که از زندگی نیاکان باستانی ما باقی است نسک‌های اوستا است که شامل سرود‌های دینی و احکام مذهبی نیاکان و محتوای تواریخی است که شاهنامه‌ فردوسی نمودار آن است و مطالب تاریخی آن کتاب از کیومرث تا زمان گشتاسب شاه است، دیگر زبان اَوِسْتا است؛ اوستا در اصل اَوْپِسْتاکْ است به معنی بنیان جا افتاده و محکم، کنایه از آیات محکمات و شریعت پابرجای و به صیغه‌ صفت مشبهه است، در تاریخ طبری و دیگر متقدمان از مورخان عرب ابستاق و افستاق ضبط شده است و در زبان دری اُوسْتا – اُسْتا – وُسْت – اُسْت به اختلاف دیده می‌شود و همه جا با لفظ زند ردیف آمده است.

زبان اوستایی هم یکی از اصول و پایه‌های زبان ایران است. این زبان به ویژه بخش‌های قدیم آن گاثه، بسیار کهنه به نظر می‌رسد و مانند زبان سنسکریت و عربی دارای اعراب است، یعنی پایان کلمه‌ها از روی تغییر عوامل تغییر می‌کرده است و حرکت‌های گوناگون به خود می‌گرفته است، همچنین دارای نشانه‌های جنسی و تثنیه بوده است. …

دیگر زبان فارسی باستان است که آن را فرس قدیم نامیده‌اند. این همان زبانی است که بر سنگ‌های بیستون، اَلَوَنْد، صد ستون تخت جمشید، دخمه‌های هخامنشی، لوح‌های زرین و سیمین بُنلاد تخت جمشید و جا‌های دیگر کنده شده است و مهمتر از همه نوشته‌ بیستون است که داریوش شاهنشاه هخامنشی تاریخ بیرون آمدن و به شهنشاهی رسیدن و کارنامه‌های خود را در آنجا گزارش داده است.

دیگر زبان پهلوی است، این زبان را فارسی میانه نام نهاده‌اند و منسوب است به پرثوه نام قبیله‌ی بزرگی یا سرزمین پهناور که مسکن قبیله‌پرثوه بوده و آن سرزمین خراسان امروزی است که از مشرق به صحرای اتابک (دشت خاوران قدیم) و از شمال به خوارزم و گرگان و از مغرب به قومس (دامغان کنونی) و از نیمروز (جنوب) به سند و زابل می‌پیوسته است. مردم آن سرزمین از ایرانیان (سَکَه) بوده‌اند که پس از مرگ اسکندر یونانیان را از ایران رانده دولتی بزرگ و پهناور تشکیل دادند و ما آنان را اشکانیان گوییم.

زبان پهلوی و خط پهلوی به دو قسمت تقسیم شده است:

۱- زبان و خط پهلوی شمالی و شرقی که خاص مردم آذربایجان و خراسان کنونی (نیشابور- مشهد – سرخس – گرگان – دهستان – استوا – هرات – مرو) بوده و آن را پهلوی اشکانی یا پارتی و برخی پهلوی کلدانی می‌گویند.

۲- پهلوی جنوب و جنوب غربی است که هم از نظر لهجه و هم از نظر خط با پهلوی شمالی تفاوت داشته و کتیبه‌های ساسانی و کتاب‌های پهلوی که بر جای مانده به این لهجه است و به جز کتاب درخت آسوریک که واژه‌هایی از پهلوی شمالی در آن موجود است، دیگر سندی از پهلوی شمالی در دست نیست، مگر کتیبه‌ها و اوراقی مختصر که گذشت؛ با این حال لهجه‌ شمالی از میان نرفت و در لهجه‌ جنوب، لغت‌ها و فعل‌های زیادی از آن موجود ماند.

در دوره‌ اسلامی زبان فصیح فارسی را پهلوانی‌زبان و پهلوی‌زبان خواندند و پهلوی را برابر تازی گرفتند؛ آهنگی را که در ترانه‌های فهلویات می‌خواندند نیز پهلوی و پهلوانی می‌گفتند. زبانی که ما به آن سحن می‌گوییم و امروزه در کشور‌های دیگر آن را به کار می‌برند ادامه همان فارسی دری است که از دوران ساسانیان در ایرانیان رواج یافت. زبان فارسی را از این رو دری می‌گفتند که زبان درباریان ساسانیان بود و زبانی بود که برای نگارش کتاب‌ها از آن استفاده می‌کردند.

مصلی هرات وآرامگاه گوهرشاد بیگم دران شهر بازسازی میگردد

 مصلی و گنبد گوهرشاد در هرات بازسازی می‌شود

  • 15 مهٔ 2019 - 25 اردیبهشت 1398ش

گوهرشاد

 از مصلی هرات فقط همین منارها باقی مانده که آنان نیز به شدت صدمه دیده‌اند

حکومت افغانستان اعلام کرده که مصلی و گنبد گوهرشاد را در ولایت هرات در غرب افغانستان بازسازی خواهد کرد. بازسازی این بناها را "اداره عملیاتی و توسعه‌ای" ریاست جمهوری افغانستان به عهده گرفته است.

گوهرشاد بیگم، همسر شاهرخ میرزا تیموری (پسر امیر تیمور، از شاهان دوره تیموری) یکی از زنان مطرح تاریخ منطقه است. نظر به متون تاریخی، او در طول حیاتش خدمات زیادی در عرصه علم و دانش، فرهنگ و هنر انجام داده است. مناره‌های گوهرشاد در هرات افغانستان و مسجد گوهرشاد در نزدیک زیارتگاه امام رضا (امام هشتم شیعیان) در مشهد ایران، از بزرگترین یادگارهای اوست.

دولت افغانستان امروز، چهارشنبه ( ۲۵ جوزا/ اردیبهشت) از پنجصد وهفتاد ونهیمن سالگرد کشته شدن گوهر شاد بیگم در کنار مقبره و مصلی ویران شده او در هرات تجلیل کرد.

محمد اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان از گوهرشاد بعنوان شخصیت فرهنگ دوست افغانستان و منطقه یاد کرد و تاکید نموده که نقش گوهرشاد در رنسانس شرق غیر قابل انکار است.

افغانستان  والی هرات نیز در این مراسم از ایجاد صندوق بازسازی مجموعه مصلی و گنبد گوهرشاد خبر داد

احداث مجموعه دارالعلوم‌ها، مدرسه‌ها و خانقاها در خیابان هرات، اعمار مسجد و مدرسه گوهر شاد در شهرهای هرات و مشهد، ایجاد سبک جدید تذهیب و ساختمان‌سازی بنام مکتب هرات از برجسته‌ترین کارنامه خانم گوهرشاد ‌است.

عبدالقیوم رحیمی، والی هرات نیز در این مراسم از ایجاد صندوق بازسازی مجموعه مصلی و گنبد گوهرشاد خبر داد. والی هرات در این مراسم گفت که دور تازه‌ای از تلاش‌ها برای ثبت هرات در فهرست میراث‌های فرهنگی جهان آغاز شده‌است.

مناره‌های مصلی هرات در عصر تیموریان و در محلی که مدرسه گوهرشاد همسر شاهرخ در آن موقعیت داشت، ساخته شده‌است. در دوران جنگ‌ها مصلی هرات ویران و فقط چهار گنبد آن بجا مانده که آنان نیز به شدت صدمه دیده‌اند.

گوهرشاد

 آرامگاه گوهرشاد همسر شاهرخ میرزای تیموری نیز در کنار مصلی های هرات قراردارد

آرامگاه گوهرشاد همسر شاهرخ میرزای تیموری نیز در کنار مصلی های هرات قراردارد و این گنبد یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های معماری عصر تیموریان نیز به حساب می‌آید.

برخی از پژوهشگران با توجه به کیفیت میراث فرهنگی تیموریان، هرات در قرن نهم هجری را از لحاظ هنری و فرهنگی همتا و رقیب ایتالیای عصر رنسانس می‌دانند.

پیشرفت فرهنگی هرات در دوره تیموریان هرات مدیون حمایت‌های کسانی مانند شاهرخ میرزای تیموری، همسر او گوهرشاد بیگم، بایسنغر میرزا پسر شاهرخ، سلطان حسین بایقرا و وزیر او امیرعلی‌شیر نوایی خوانده شده است.

موضوعات مرتبط

60 پاکستانی به دلایل خلاف رفتاری و تحریم ازامریکا اخراج شده است

تحریم پاکستان و اخراج اتباع این کشور از آمریکا

به گزارش  خبرگزاری فارس در اسلام‌آباد، آمریکا در مرحله نخست بیش از 60 پاکستانی را به بهانه‌های مختلف اخراج کرده و این روند با تحریم برخی شرکت‌های پاکستان ادامه دارد.

طبق این گزارش پاکستانی‌ها به بهانه عمل نکردن به قوانین و حضور غیر قانونی در آمریکا اخراج شده‌اند.

قرار است یک پرواز ویژه پاکستانی‌های اخراج شده را از تگزاس به اسلام‌آباد انتقال دهد.

از سوی دیگر آمریکا یک شرکت پاکستانی را به دلیل فعالیت موشکی و هسته‌ای تحریم کرد.

وزارت تجارت آمریکا اعلام کرد شرکت‌های پاکستانی  به دلیل فعالیت‌های مغایر با امنیت ملی و منافع سیاست خارجی آمریکا توسط دولت این کشور تحریم می‌شوند

به تازگی آمریکا 4 شرکت چینی، 1 شرکت پاکستانی و 5 شرکت اماراتی را تحریم و فعالیت این شرکت‌ها را ممنوعاعلام کرد.

در مجموع آمریکا 7 شرکت پاکستانی را تحریم کرده و به اعتراض‌های اسلام‌آباد در این زمینه اهمیتی نمی‌دهد.

سه شرکت پاکستانی از هفت شرکت این کشور متهم به انجام فعالیت‌های هسته‌ای شده، دو شرکت دیگر متهم به فراهم کردن مواد هسته‌ای به دیگر شرکت‌هایی که قبلا در لیست تحریم قرار گرفته‌ بودند، شده‌اند.

سخنگوی وزارت امور خارجه پاکستان تاکید کرد: اسلام آباد متعهد به عدم اشاعه تسلیحات است و هشدار می‌دهیم ماجرای تحریم‌های شرکت‌های پاکستانی نباید سیاسی شود.

وی افزود: فعالیت‌هایی که هدف آن صلح و دسترسی به فناوری صلح آمیز است، نباید هدف تحریم‌ها قرار بگیرد.

پیشنهاد مالک فیسبوک به نابغۀ افغانستانی


نابغه افغانستانی بهترین فیلتر جهان را ساخت

۸ صبح : شرکت شهزاد گل اولین فیلتر ساخت افغانستان را مقابل چشم خبرنگاران رونمایی کرد. آقای گل، بانی سیستم پُست جهانی و مدیر شرکت گل، در این کنفرانس خبری گفت که شرکت وی با سابقه چند میلیون ساله در عرصه پُسته‌رسانی و فیلترنگ، یک فیلتر جدید ساخته است که سوراخ سوراخ است. وی گفت که با این فیلتر اکنون دولت افغانستان قادر است روزانه شصت‌هزار لیتر «فیض‌بوک» را به‌طور فجیع فیلتر کند و جان شهروندان این کشور را نجات دهد.

مارک ذاکربرگ، مدیرعامل شرکت «فیض‌بوک» که در وقت نشر این خبر در نظارت‌خانه پولیس در شهر گوای هند بسر می‌برد گفته است که شرکت وی از ابتکار آقای گل شدیداً خساره‌مند خواهد شد. وی در حساب یوتیوب خود ویدئو نشر کرده که در آن خطاب به آقای گل می‌گوید، «لطفاً این کار را نکنید. من شش سر عیال دارم. زن و بچه دارم. از گرسنگی می‌میریم.»

آقای ذاکربرگ در همین ویدئو پیشنهادهای بزرگی به شرکت گل داده است. وی در یک قسمتی از ویدئو می‌گوید، «شما اگر از این فیلتر استفاده نکنید، من برای شما فیلتر‌های دیگر می‌فرستیم که با آن‌ها می‌توانید مرز‌های کشور خود را فیلتر کنید و نگذارید تروریستان و قاچاقبران مواد مخدر آزادانه رفت‌وآمد کنند. فیلتری می‌فرستیم که بااستفاده از آن می‌توانید سیم‌کارت‌های غیرقانونی را از روی بازار جمع‌آوری کنید، اترا را پیدا کنید، ده درصد مالیات دزدی‌شده را پیدا کنید، کسانی را که مقابل وزارت شما شاش می‌کنند و شما از کلکین وزارت می‌بینید اصلاح کنید، آب‌های آلوده کشور را پاک کنید، تیل بی‌کیفیت و ذغال سنگ خام که هوای کشور شما را آلوده می‌کند تصفیه کنید، کود انسانی را که روی کُرد گندنه می‌ریزید پروسس کنید و گوشت‌ الاغ را که در قصابی‌های کشور شما فروخته می‌شود شناسایی کنید.»

شرکت گل تا هنوز به سخنان آقای ذاکربرگ واکنش رسمی نشان نداده، اما در واکنش غیررسمی خود گفته است که آقای ذاکربرگ در این ویدئو کلتور افغانستان را ریشخند نموده و به دست‌آوردهای آقای غنی تاخته است. آقای گل در یک جلسه خودمانی گفته است که مسئله شاش در مقابل وزارت وی هیچ ربطی به موضوع ندارد و آقای ذاکربرگ نباید در باره کلتور مردم افغانستان اظهار نظر می‌کرد. وی هم‌چنین به دوستان نزدیک خود گفته است، «ده درصد مالیات دزدی‌شده را خود ما می‌فهمیم که کجاست. مسئله سیم‌کارت‌ها هم حل شده و فعلاً هیچ سیمکارتی در روی بازار فروخته نمی‌شود، همه‌اش در پشت بازار فروخته می‌شوند. رفت‌و‌آمد آزادانه و غیرقانونی تروریستان از مرز نیز حل شده. حالا همه تروریستان پاسپورت دارند و به صورت کاملاً قانونی از راه قطر و مسکو وارد کشور می‌شوند.»

بیل گیتس، مالک شرکت مایکروسافت و یکی از انسان‌های خیراندیش از دو طرف خواسته است تا خونسردی‌شان را حفظ نموده و فضا را بیش‌تر از این آلوده نکنند. بیل گیتس راه‌حل جدیدی پیشنهاد کرده و گفته است برای این‌که دو طرف متضرر نشوند، او حاضر است فیلتر آقای گل را به قیمت بالا بخرد و بجایش به دولت افغانستان بیست‌وهفت هزار جوجه مرغ بدهد. تحلیل‌گران بدین باور اند که اگر بیل گیتس جوجه مرغ را با گوسفند جایگزین کند، احتمال این‌که آقای گل به معامله تن دهد زیاد است.

کارشناسان اقتصادی رویارویی شرکت گل با «فیض‌بوک» را خطرناک‌ترین رویارویی اقتصادی جهان، پس از جنگ تجارتی آمریکا و چین خوانده و هشدار داده‌اند که اگر این مجادله ادامه یابد، جهان شاهد تغییرات اقلیمی بیش‌تر خواهد بود. پس از انتشار ویدئوی آقای گل و آقای ذاکربرگ، بازار نیویورک در آمریکا، بازار سنگاپور در آسیا و بازار کوچه مرغ‌ها در کابل در پایین‌ترین سطح خود سقوط کردند.

یادی از واقعا ت دوران رژیم شاهی درافغانستان


پروفیسور شرعی جوزجانی 
مولوی عبدالحکیم عالم دین روشنفکر و روشنگر 

لینک بالارا کلیک نموده مطلب را مطالعه نمائید
 

عبد الرب رسول سیاف نسبت به گذشته فکرش تحول کرده مترقی ترشده است

 
سیاف دیگر چهرۀ رادیکال و تندرو سابق نیست
/11.5.2019
سیاف دیگر چهرۀ رادیکال و تندرو سابق نیست
نویسنده: آنیتا احمدی
عبدرب‌الرسول سیاف، از رهبران بنیادگرای جهادی افغانستان، سال‌ها پس از مبارزه با نیروهای شوری سابق باردیگر به چهره‌یی تأثیرگذار و مهم در مناسبات سیاسی کشور تبدیل شده است. 

سیاف در میان رهبران مجاهدین سابق، از جمله برهان‌الدین ربانی، گلبدین حکمتیار، سید اسحق گیلانی، محمد یونس خالص، جلال‌الدین حقانی و صبغت‌الله مجددی، به‌دلیل روابط عمیق با چهره‌های اسلام‌گرای جهان عرب به‌خصوص اسامه بن‌لادن، رهبر القاعده و عبدالله عزام، از جهادگرایان مسلمان اردنی‌ و روابط نزدیک با ملاهای پشاوری، افکار و باورهای رادیکال داشت. 

دیدگاه‌های افراطی او در دوره‌های جهاد و مقاومت، در فصل جدید سیاسی ترک برداشت و از درِسازش با نظام سیاسی زیر سلطۀ امریکا پیش رفت. در این دوره، تغییرات شگرف در دیدگاه‌های دینی و سیاسی سیاف به وجود آمده است. او با وجود این‌که در حکومت حامد کرزی، هیچ مسوولیت رسمی حکومتی را بر عهده نداشت، اما یکی از پشتوانه‌های اصلی رییس‌جمهور سابق در بازی‌های داخلی و خارجی بود.

همچنان، سیاف از سال 2001 بدین‌سو، یکی از متحدان و همکاران نزدیک نیروهای امریکایی در افغانستان بوده است. در دو دهۀ پسین، فرماندهان نیروهای ناتو و امریکا، سفیر و دیپلومات‌های واشنگتن در کابل، مرتب دربارۀ تحولات سیاسی و جریان جنگ با طالبان با عبدرب الرسول سیاف به مشوره و رأی‌زنی می‌پردازند. سیاف پشتوانه محکم حضور نیروهای امریکایی و قوای افغان در مبارزه با طالبان و دیگر گروه‌های جنگجو بوده است. سیاف بارها به دفاع از حضور نیروهای امریکایی در افغانستان پرداخته و باور دارد که تفاوت آشکار میان لشکرکشی نیروهای شوروی و حملۀ امریکا به افغانستان وجود دارد. 

سیاف در هژده سال پسین، هرگز در مخالفت با حضور نیروهای امریکایی و همچنان دربارۀ تخلفات و اشتباهات آن‌ها به ویژه در کشتن غیرنظامیان لب به سخن نگشوده است. در آخرین مورد، وقتی آقای سیاف به درخواست‌ مکرر و اصرار رییس‌جمهور غنی برای پذیرفتن ریاست لویه جرگۀ مشورتی صلح پاسخ رد داد، با پادرمیانی زلمی خلیل‌زاد نماینده خاص امریکا برای صلح افغانستان و اسکات میلر فرمانده نیروهای حمایت قاطع آماده شد که مسوولیت رهبری جرگه را بپذیرد. 

در آغاز، ایالات متحده امریکا مخالف تدویر لویه جرگۀ مشورتی صلح بود. آنان فکر می‌کردند که غنی از جرگه بر ضد پروسۀ صلح و ادغام طالبان به نظام سیاسی استفاده خواهد کرد. موضع‌گیری جریان‌ها و رهبران سیاسی دربارۀ تحریم جرگۀ مشورتی صلح، بی‌ارتباط به مخالفت واشنگتن نبود. وقتی امریکا متوجه شد که جرگه تحت هر شرایطی برگزار می‌شود، تلاش ورزید که از مباحث و تصمیم‌گیری‌های خطرناک در جرگه جلوگیری کند. رهبری جرگه توسط عبدرب‌الرسول سیاف می‌توانست برای امریکا مایۀ آرامش باشد؛ چنانچه ارگ هم پس از تحریم‌های گستردۀ رهبران سیاسی، گزینۀ دیگری برای ریاست جرگه نداشت. حضور سیاف در لویه جرگه سبب شد که مسایل غیر از پروسۀ صلح از آجندا خارج شود. یک منبع در ارگ ریاست جمهوری مدعی است که سیاف در بدل پول مشخص مسوولیت رهبری جرگه را پذیرفته است. 

برخلاف شرایط حاکم، سیاف با وجود این‌که یک پشتون است، از جایگاه ویژه‌یی در میان غیرپشتون‌ها برخوردار است. او در انتخابات ریاست‌جمهوری 2014 نامزد بود و بیشترین آرا را از مناطق مرکزی، شمالی و غربی افغانستان به دست آورد. به دلیل حمایت استاد سیاف از دولت برهان‌الدین ربانی در برابر گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی و عبدالعلی مزاری، رهبر حزب وحدت و سایر احزاب مخالف در جنگ‌های داخلی، پشتیبانی از مقاومت برضد طالبان به رهبری احمدشاه مسعود و موضع‌گیری‌های ضد طالبانی او در 20 سال پسین، پشتون‌ها سیاف را چهره‌یی «ائتلاف شمالی»، «شورای نظاری» و «جمعیتی» می‍دانند. اما در لویه جرگۀ مشورتی صلح که متشکل از نمایندگان عمدتاً پشتون‌تبار بود، سیاف توانست دل پشون‌ها را هم به دست آورد. او با قرارگرفتن در کنار اشرف غنی رییس‌جمهور افغانستان و همچنان به خاطر موضع‌گیری‌هایش دربارۀ روند صلح، به «تیوریسن تیم حاکم در صلح و جنگ» مبدل شده است. 

سیاف مخالف سرسخت کارکردن زنان در نهادها و حضور آنان در صحنۀ سیاسی بوده و در یک مورد به‌دلیل حضور یک مجری زن در تلویزیون دولتی افغانستان در زمان دولت اسلامی به‌رهبری برهان الدین ربانی، تا مرز کنارکشیدن از حمایت دولت و مخالفت با متحد دیرینش پیش رفته است. منابع می‌گویند که سیاف به رهبری دولت اسلامی هشدار داده بود که اگر مجری زن در تلویزیون دولتی به کار ادامه دهد، او از ائتلاف با دولت خارج می‌شود. برهان‌الدین ربانی، رییس دولت اسلامی، در میان رهبران مجاهدین دیدگاه میانه و منعطف داشته و حضور یک بانو در پردۀ تلویزیون، برای او جای بحث نداشته است. 

عبدرب الرسول سیاف، اکنون نه‌تنها مخالف حضور زنان در پردۀ تلویزیون، کار آنان در اداره‌ها و مشارکت بانوان در فعالیت‌های سیاسی نیست، بل‌که حقوق و آزادی‌های زنان را شامل فهرست خطوط سرخ دولت جمهوری اسلامی افغانستان در مذاکرات صلح ساخته است. 

رهبر دعوت اسلامی برخلاف تفسیر غالب دربارۀ جایگاه زنان و مردان در دین اسلام، در آخرین نشست شورای رهبری مصالحه در ارگ ریاست‌جمهوری گفت: یک وقتی هیأتی از اروپا آمده بود و به من گفت که تو بسیار مخالف زنان و حقوق آنان هستی. من به آن‌ها گفتم که چه فکر می‌کنید، مرا کوه، سنگ و یا دریا زاییده است؟‌1 سیاف افزود: «در دین اسلام حقوق زنان بیشتر از مردان است!» 

همین‌گونه سیاف به شدت مخالف آزادی بی‌حد و مرز رسانه‌ها بوده است. اما در روزهای پسین نیز آزادی بیان را بخش معامله‌ناپذیر در روند گفت‌وگوهای صلح خواند. 

سیاف در پی ایجاد دیدگاه واحد از متون دینی است. او دلیل تداوم جنگ در افغانستان را در تفاوت برداشت‌ها و قرائت‌ها از دین اسلام می‌داند. این رهبر جهادی که همواره جنگ طالبان را ناروا، حرام و حملۀ انتحاری را شرک خوانده، می‌گوید که برای دست‌یابی به صلح باید طرف‌ها (طالبان، دولت و علمای دینی) به قرائت و جمع‌بندی واحد از اسلام برسند. اما منتقدان می‌گویند که دست‌یابی به تفسیر واحد از متون دینی و جنگ جاری افغانستان که دو طرف خود را در موضع حق و دیگری را در موضع باطل می‌دانند، دشوار و ناممکن است. از سوی دیگر، مذهب و دین جز علوم تجربی نیست که بتوان در آن به فرمول و نتیجۀ مشخصی دست پیدا کرد. 

به هر رو، در حال حاضر، سیاف به یک بازیگر ماهر و هوشیار سیاسی مبدل شده است. او چنانچه در دوران مبارزات سیاسی‌اش همواره سیاست همسویی با دولت داشته است – علی‌رغم مخالفت با رفتارها و روش‌های حکومتداری اشرف‌غنی- از دولت او در برابر طالبان و اپوزیسیون سیاسی حمایت می‌کند. سیاف نقش برجسته در تعیینات فعلی در نهادهای دولتی دارد. وزیر دفاع کنونی افغانستان از افراد نزدیک به سیاف است. رؤسای مجلسین شورای ملی افراد وابسته به سیاف هستند. همین طور در سایر نهادهای دولتی نقش سیاف برجسته و محسوس است. با مرگ ربانی، گیلانی و مجددی، او به قاعد اعظم جهاد و مجاهدین افغانستان تبدیل شده است.
فارسی.رو
 

فرماندهی جنگجویان طالبان در غزنی توسط افسر پاکستانی سوق و اداره میشده است

20 تنه ترهګر نیول شوي

 

پاکستاني افسران د طالبانو رهبري کوي

افغانستان

  12.05.2019 

د موخې شواهد: د پاکستان یو هویت کارت او د پاکستاني پوځ کارت د طالبانو د جنګیالیو له جیب څخه ترلاسه شوي چې په غزني کې ویجاړ شوي.

سپتنيز د طلوع په حواله، امنيتي چارواکي وايي چې په غزني کې د طالبانو له يو بلواګرو څخه ژمنې د هغه د سند په توګه د پاکستان يو تابعيت ګڼل کيږي. 
په تيرو څلويښت ساعتونو کې د غزني ځينې برخې د حکومتي ځواکونو او طالبانو تر منځ د جګړې شواهد دي.    © سپوتنیک /

په غزني کې د طالبانو نښتې

د دغه ولايت د ځايي چارواکو په وينا، د جګړو یو چې په کلي کې د Asfndh د شنبې په ماښام، د غزني ښار په مربوطاتو کې، وشول، د پوځ د ځانګړو ځواکونو داخل ته د طالبانو د مرګ ژوبلې. محمد ناصر علي Xie، سیمه کوماندو مرستيال، وويل: "موږ مړي انتقال نه لري، ځکه چې هلته د پاکستان د افسرانو او تاسې تلای شئ ګلېن، د کارت به هم د افسرانو د پاکستان په دغو عملياتو کې Share وګورئ دوی. "

 

په غزني کې 40 وسله وال وژل شوي

© سپوتنیک /

په غزني کې 40 وسله وال وژل شوي

ځايي چارواکي وايي، چې په دغه موده کې د طالبانو د تلفاتو سربېره، د امنيتي ځواکونو نږدې څلوېښت د غړو او د دوو څخه زيات لسګونو ملکي وګړي هم وژل شوي دي. له بلې خوا، د طالبانو وياند په دې ډله کې د تلفاتو په اړه راپور ورکوي، په غزني کې د وروستيو جګړو کې، نه مني. په وروستيو مياشتو کې، تل څخه د غزني او د دغو سیمو کې د طالبانو له ځینو د تړلو په بیلابیلو برخو کې د ګواښ تر شا، راپورونه خپاره شوي دي، د دې ډلې په توګه، کله ناکله په کابل کې - د غزني ولايت د کندهار په برخو او همدارنګه د تر پوښښ لاندې د فعالیتونو په اړه او هم پر لويه لاره، د طالبانو د مسافرو د موټرو، او همدارنګه د معاشونو د پلټنې.
طالبانو تیر کال په غزني ښار برید وکړ او څو ورځې یې د هغې برخې کنټرول ولګاوه. 
وروسته، د سکپریو په میاشت کې، طالبانو د جاغوري او مالستان په ولسوالیو برید وکړ، کوم چې خوندي ترینګانې وې، او د لسو ورځو لپاره د امنیتي ځواکونو سره ښکیل وو. 
د طالبانو د برید له امله په سلګونه کورنۍ د دوو ولسوالیو بې ځایه شوي دي، او همدارنګه ملکي تلفاتو ته هم تلفات راپور شوي
.

حمایت امریکا ازنقش مثبت چین وروسیه

  ۲۲ ثور ۱۳۹۸ خورشیدی  برابر با ۱۲ می ۲۰۱۹ میلادی      اخبار اریائی

 ناکامی آمریکا در روند صلح افغانستان و تلاش برای جلب حمایت روسیه و چین

به گزارش خبرگزاری تسنیم، یک مقام ارشد وزارت خارجه آمریکا در ویدئو کنفرانسی به خبرنگاران گفت که واشنگتن از نقش مثبت روسیه و چین در روند صلح افغانستان استقبال می‌کند.

به گزارش «تاس»، این مقام آمریکایی افزود که «زلمی خلیلزاد» نماینده ویژه آمریکا در امور صلح افغانستان تاکنون دوبار با مقامات روس و چینی دیدار کرده است و طرفین با یکدیگر بیانیه سه‌جانبه‌ای را درباره حمایت از روند صلح افغانستان منتشر کردند.

اخیرا نیز در نشست سه‌جانبه نمایندگان روسیه، چین و آمریکا در مسکو، سه کشور از طالبان خواستند تا گفت‌وگوهای صلح با دولت افغانستان را آغاز کند.  در این دیدار طرفین با درک خواست قوی مردم افغانستان برای برقراری آتش‌بس جامع از تمام طرف‌های درگیر خواستند تا هر چه زودتر اقداماتی را برای کاهش خشونت‌ها اتخاذ کنند.

واشنگتن در حالی خواستار ایفای نقش روسیه و چین در روند صلح افغانستان شده است که روز گذشته ششمین دور از مذاکرات مستقیم آمریکا و طالبان بدون هیچ دستاوردی پایان یافت.

محور گفت‌وگوهای این نشست آغاز مذاکرات بین‌الافغانی، آتش‌بس، تعیین جدول زمانی خروج نیروهای خارجی و عدم تهدید سایر کشورها از خاک افغانستان بود و انتظار می‌رفت در حداقل یکی از محورهای یاد شده دستاوردی صورت گیرد اما این نشست بدون هیچ دستاوردی پایان یافت و دو طرف حتی در جمع بندی مذاکرات نیز به توافق نرسیدند.

تاختم شورشگری درافغانستان به جضور نظامیات امریکا ضرورت است

 آرشیف برنامه های رادیویی                 تلویزیون در انترن               افغانستبیشتر

 

  افغانستان

لویدرستیزنیروهای نظامی امریکا درکابل میگوید:       تا پایان شورشگری نیاز به حضور نظامی در افغانستان داریم

ثور ۱۸, ۱۳۹۸

جوزف دنفورد، لوی درستیز قوای مسلح امریکا گفته است که تا پایان کامل شورشگری در افغانستان، لازم است نیروهای امریکایی در این کشور باقی بمانند.

این اظهارات ظاهرا اشاره به حضور درازمدت نظامی امریکا در افغانستان دارد؛ موضوعی که در ابراز نظرهای مقامات امریکایی حداقل در ماه‌های اخیر تازگی دارد.

آقای دنفورد روز چهارشنبه در یک نشست کانگرس گفت: "فکر می‌کنم تا زمانی که شور‌ش‌گری در افغانستان ادامه داشته باشد، ما به حفظ نیروهای ضد تروریزم در آنجا نیاز داریم."

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که امریکا ظرف ماه‌های اخیر درگیر مذاکرات طولانی و پشت درهای بسته با نمایندگان گروه طالبان بر سر احتمال پایان دادن جنگ در این کشور بوده است.

به گفته منابع طالبان و مقامات امریکایی، طرح خروج نیروهای خارجی از افغانستان و نیز تضمین اینکه افغانستان بار دیگر به پایگاهی برای تروریزم بین‌المللی تبدیل نخواهد شد، از مسایل مورد بحث در این گفتگوها بوده است.

اخیرا هر دو جناح گفته اند که پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌ای در این عرصه بدست آمده است.

زلمی خلیلزاد، فرستاده ویژه امریکا برای صلح افغانستان که درگیر مذاکرات مستقیم با طالبان است، گفته که امریکا در صورتی که مطمین شود تهدید امنیتی از افغانستان متوجه جهان نیست، به ادامه حضور نظامی در این کشور نیاز نخواهد داشت.

تلاش برای سانسور طبع و نشر درافغانستان همانند دورۀ شاهی { منبع اخباراریا }

 ممانعت از چاپ کتابی بنام {ناشناس ناشناس نیست} در کابل

پس از همه‌گانی شدن خبر چاپ کتاب ناشناس ناشناس نیست، تلاش‌ها برای ممانعت از چاپ این کتاب در افغانستان نیز آغاز شده است.

به گزارش اسپوتنیک، این کتاب را انتشارات امیری در کابل منتشر می‌کند. صحبتی که با مسوولان این انتشارات صورت گرفته است، از مطرح شدن ممانعت چاپ این کتاب توسط نهادهای حکومتی خبر می دهد. گفته می شود که امروز چندین مرجع حکومتی به آنان تماس گرفته و خواستار منتشر نشدن این کتاب شده‌اند.

این کتاب که حاصل چندین ماه گفت‌وگوی صبورالله سیاه سنگ با دکتر صادق فطرت ناشناس است، چند ماه پیش در اروپا منتشر شد. 
کتاب که بيانگر سرگذشت دوکتور صادق فطرت يکتن از 
آواز خوانان آگاه افغانستان است، حاوی برملا ساختن زاويه های تاريک زنده گی آقای ناشناس نيزميباشد.
استاد ناشناس در پاسخ‌ به پرسش‌های مطدح شده، تابوشکنی کرده و روی برخی ایستگاه‌های تاریخی، کتاب‌ها، شاهان و نخبگان سیاسی افغانستان انگشت انتقاد گذاشته و با صراحت صحبت کرده است.
وسیم امیری رئیس انتشارات امیری به رسانه ها گفت، این کتاب 228 صفحه‌یی بنا به درخواست گستردۀ علاقه‌مندان چاپ‌‌شده و به زودی وارد بازار می‌شود.
این کتاب که توسط صبور سیاه‌سنگ نوشته شده به زندگی صادق فطرت ناشناس هنرمند سرشناس کشور پرداخته است. انتشارات شهمامه برای اولین بار در ماه حوت سال گذشتۀ خورشیدی این کتاب را در کشور هالند منتشر کرد که با واکنش‌های زیادی همراه شد. 
وسیم امیری می‌گوید که گروهی با این تلقی که در این کتاب به قوم خاصی اهانت شده، تلاش کردند، او را از چاپ این کتاب بازدارند، اما او زیر بار فشارها نرفته است.
آقای امیری انتشار این کتاب را کمک فرهنگی به علاقه‌مندان کتاب توصیف می‌کند.
در همین حال، جعفر راستین مشاور رسانه‌یی وزارت اطلاعات و فرهنگ در گفت‌وگو با رسانه ها می‌
گوید که با توجه به قوانین رسانه‌یی در افغانستان، چاپ هر نوع کتاب مجاز است و وزارت اطلاعات و فرهنگ، مخالفتی با چاپ این کتاب ندارد.
به گفتۀ آقای راستین هیچ کتابی پیش از چاپ سانسور نخواهد شد، اما وزارت اطلاعات و فرهنگ در صورت دریافت شکایت، کتاب را پس از چاپ و نشر مورد بررسی قرار خواهد داد.
کتاب چرا جنجالی شد؟
انتشار کتاب «ناشناس ناشناس نیست» در اروپا زمانی واکنش برانگیز شد که عکس‌های از صفحات این کتاب در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شد. ناشناس در آن صفحه‌ها اصالت کتاب «پته خزانه» را انکار و آن را کتاب «ابداعی» عبدالحی حبیبی گفته است. 
پته خزانه شناسۀ شاعران زبان پشتو است که تاریخ این زبان را به سال 139 هـ.ق. می‌رساند

نظامیان امریکا ازافغانستان بکشورخود نمیروند

 پنجشنبه ۱۹ ثور ۱۳۹۸ خورشیدی  برابر با ۹ می ۲۰۱۹ میلادی

 نظامیان امریکا در افغانستان می مانند

رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا گفت، واشنگتن به حضور نظامی خود در افغانستان تا ریشه کن شدن کامل شورشیان ادامه می دهد.

به گزارش روزنامه هیل، «جوزف دانفورد» در کنفرانس خبری بامداد پنج شنبه گفت، واشنگتن تصمیمی برای خروج نیروهای نظامی از افغانستان ندارد. 
پیش از این نیز ژنرال دانفورد بارها اعلام کرد که تغییری در ماموریت نظامیان امریکا در افغانستان صورت نگرفته اما در مقابل شایعاتی در مورد خروج نظامیان از این کشور مطرح می شود. 
به گفته دانفورد، فعالیت نیروهای آمریکایی تفاوتی با روزهای گذشته ندارد و هر تصمیم جدیدی در این زمینه نخست به اطلاع ژنرال «اسکات میلر»، فرمانده ناتو و نیروهای امریکا در افغانستان ارسال می شود.
به دنبال حمله دیروز (چهارشنبه) نیروهای طالبان به یک نهاد امدادرسانی آمریکا در شهر کابل پنج غیرنظامی کشته و 24 تن نفر به شدت زخمی شدند. 
طالبان درحالی این حمله را انجام داد که ششمین دور گفت و گوهای صلح میان طالبان و آمریکا در قطر ادامه دارد و این گروه درخواست آتش‌بس صلح کابل را نیز رد کرده‌اند.
نیروهای آمریکا و ناتو در سال 2001 به بهانه مقابله با شورشیان و تروریست ها به افغانستان حمله کردند اما با گذشت 18 سال از این جنگ هیچ نتیجه ای جز خونریزی بیشتر ، کشتار غیرنظامی و تاراج معادن افغانستان بدست نیامده است. 
در حال حاضر، بیش از 14 هزار سرباز آمریکایی در افغانستان حضور دارند و براساس گزارش اخیر روزنامه وال استریت ژورنال به نقل از یک مقام آمریکایی، روند خروج بیش از هفت هزار سرباز آمریکایی از افغانستان بزودی آغاز خواهد شد

درجهان معاصر گاهی دین درخدمت سیاست است وگاهی سیاست درخدمت دین است


دکتربصیرکامجو 
جدایی دین ازسیاست 

عنوان بالارا کلیک نموده مطا لعه نمائید که بصورت{P D F }درویبسایت آریائی  منتشر گردیده است   

سرودۀ از هارون یوسفی نویسنده وشاعرتوانای افغانستان به عنوا ن {خرنامه } منبع : اخبار اریائی


 

 

هارون یوسفی

 خرنامه

           شبی با صاحبم دل وا نمودم              شکایت از غم دنیا نمودم 

         به دیوار طویله تکیه کردم                دوسه ساعت برایش گریه کردم 

      بگفتم، خر منم یا این و آن است؟           چرا نامم سر هر ناجوان است 

       به من توهین از این بد تر نباشد             به او خر گوید و او خر نباشد 

            ببین، بابا غنی را خر بگویند               چه توهینی از این بدتر بگویند 

          نباشم من غنی، باشم فقیری           که بی‌جا کی کشم هردم نفیری 

        فغان سر می‌کشم، اما به جایش         صدایم نیست بد مثل صدایش 

         چه خرهایی که حتا دم ندارند             که بی دم‌ها غم مردم ندارند 

        جهادی بر چپی گوید که: او خر!           ز هر دو لیک باشم من نکوتر

        نه رشوت میخورم، نی مال مردم          تمام هستی‌ام باشد فقط دُم

            جهادی‌ها که این دُم هم ندارند          غم و پروای مردم هم ندارند 

          دمم شل می‌شود در بی‌ثباتی              دمم بالا رود با انظباطی

               دمم احساس دارد، آه دارد              عزیزم! دُم به دُم  هم راه دارد 

           خلاصه  من خری  آزرده خاطر            نمی‌خواهم شوم مانند قاطر

            مرا در جبهه‌ها احضار کردند             به پشتم گوه و گندی بار کردند 

    گهی مرمی،گهی مین و گهیخاک           طلا و لاجورد و ریشۀ تاک

         دوصد فرسنگ ره را طی نمودم          گهی در نیمه‌ی ره قی نمودم 

          گهی بر پشت من چقمق نهادند        مرا با جمع آدم‌ها کفاندند 

                گهی دم مرا ا ز بیخ  کند ند             که از درد و عذاب من بخدند 

              نه رحمی بر من بیچاره کردند           نه بدبختی مردم چاره کردند 

        از این پس هیچ کس را خر نگوئید          از آن خرها محبت را نجویید 

        از آن خرها حساب ما جدا است           که آن خرها رذیل و بی‌‍وفا است 

        به پایان می‌رسد خرنامه‌ی من        که باری پس شود از شانه‌ی من

                               هارون یوسفی {لندن 30 اپریل 2019}

مفهوم سینتکام و ساحۀ فعالیت آن ازقول بی بی سی......

تنش بین ایران و آمریکا؛ سنتکام چیست و حوزه فعالیت آن کجاست

محمد امینی بی بی سی

  • 6 مهٔ 2019 - 16 اردیبهشت 1398

ناوهواپیمابر آبراهام لینکلن

 ناوهواپیمابر آبراهام لینکلن

آمریکا ناوهواپیمابر آبرهام لینکلن را به سوی آب‌های جنوبی ایران روانه کرده است. مایک پومپئو، وزیر خارجه آمریکا که در راه اروپا برای دیدار با چند وزیر خارجه اروپایی است، در هواپیما به خبرنگاران گفته است ایالات متحده که شاهد افزایش تحرکات ایران در منطقه بوده‌اند و اعزام ناوگروه آبراهام لینکلن به خلیج فارس به همین دلیل است. جان بولتن، مشاور امنیت ملی دونالد ترامپ، نیز در همین خصوص پیشتر گفته بود که ان ناو آمده تا "پیام روشنی" به ایران بدهد.

تصمیم دولت آمریکا برای اعزام ناوگروهی رزمی که در آن ناوهواپیمابر آبراهام لینکلن قلب اصلی این ناوگروه است، موقعیت ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، موسوم به "سنتکام" در مقابل ایران را به سطح بالایی از توان ضربتی و تهاجمی ارتقا می‌دهد.

هر گاه آمریکایی‌ها ناوهواپیمابر آبرهام لینکلن را به منطقه خلیج فارس اعزام کرده‌اند، این منطقه یا شاهد جنگ بوده یا بحرانی مستعد جنگ را تجربه می‌کرده است. این ناو اکنون زیر مجموعه سنتکام، نیروی اصلی ارتش آمریکا در منطقه است و به عبارتی در مقابل ایران قرار می‌گیرد.

سنتکام چیست؟

ایرانی‌ها تا قبل از ۱۹ فروردین ۱۳۹۸ شاید کمتر با نام سنتکام آشنا بودند، تا اینکه در این روز، دولت ایالات متحده آمریکا سپاه پاسداران را "گروهی تروریستی" نامید و بلافاصله، شورای عالی امنیت ملی ایران در واکنشی ستاد فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا ، موسوم به سنتکام را تشکیلاتی "تروریستی" اعلام کرد.

اما سنتکام چیست، گستره ماموریتی و عملیاتی آن کجاست و چرا حکومت ایران ارتش آمریکا را به‌طور کلی در تعریف سازمان تروریستی قرار نداد و به سراغ سنتکام رفت؟

سنتکام مخفف عبارت Central Command به معنی "فرماندهی مرکزی" است. سنتکام در اول ژانویه ۱۹۸۳ ایجاد شد. انتخاب کلمه مرکزی، در نام این ستاد دلیل جغرافیایی داشت چون حوزه‌ای را تحت کنترل و مدیریت می‌گرفت که بین ستادهای اروپا، آفریقا و هندوچین قرار داشت. توجه به زمان ایجاد این ستاد جالب است چون با شعله‌ور شدن جنگ عراق علیه ایران ظاهرا بی‌ارتباط نبود. این جنگ از چند جهت مهم بود: اثرگذاری آن روی جریان نفت خاورمیانه، درگیر کردن متحد اصلی سابق آمریکا در منطقه، یعنی ایران، و متحد اردوگاه شوروی سابق، یعنی عراق و عنصر اسراییل که همیشه در سیاست های آمریکا در منطقه از حساسیت خاصی برخوردار است.

دو فروند هواپیمای پیشرفته اف-۳۵ در حوزه سنتکام دست به عملیات زدند

 دو فروند هواپیمای پیشرفته اف-۳۵ در حوزه سنتکام دست به عملیات زدند

سنتکام یکی از شش ستاد فرماندهی تعریف شده در ساختار وزارت دفاع آمریکاست.

ستاد اروپا (EUCOM) که مسئول حوزه اروپاست، ستاد شمالی (NORTHCOM) که مسئولیت حراست از خود آمریکا، پورتوریکو، کانادا، مکزیک و باهاما را دارد، ستاد فرماندهی حوزه اقیانوس های هند و آرام (INDOPACOM) که قدیمی‌ترین ستاد فرماندهی در ساختار نیروهای مسلح آمریکاست و بزرگترین حوزه عملیاتی در میان ستادهای شش گانه را برعهده دارد و براساس مساحت، حدود نیمی از کره زمین در میدان عملیاتی این ستاد قرار می‌گیرد.

ستاد فرماندهی جنوب قاره آمریکا که شامل آمریکای مرکزی و جنوبی و حوزه دریای کارائیب است با عبارت اختصاری ساوت کام (SOUTHCOM) معروف شده. دیگری ستاد فرماندهی آفریقاست، معروف به آفریکام (AFRICOM)، که مسئول حوزه جغرافیایی ۵۳ کشور آفریقایی است. و سنتکام (CENTCOM) که حوزه خاورمیانه، از جمله مصر، و آسیای مرکزی را تحت نظارت عملیاتی خود دارد. عراق و افغانستان و سوریه مهم‌ترین حوزه‌های عملیاتی فعال سنتکام در فردای حملات یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ در آمریکا بوده‌اند.

ژنرال ژوزف ووتل، فرمانده سنتکام، در اوایل سال جاری میلادی به کمیته نیروهای مسلح سنای آمریکا گفت که سنتکام، تنها حوزه فعال ستادی در میان ستادهای چند گانه ارتش آمریکاست و با انواع چالش‌ها در منطقه عملیاتی خود روبروست. ارتش آمریکا در ۲۰ سال گذشته به هیچ بخشی به اندازه سنتکام توجه نکرده، و این امر حساسیت سنتکام را برای ماشین نظامی و سیاسی آمریکا نشان می‌دهد.

ناو آبراهام لینکلن به سنتکام پیوست؛ آرایش جدید نظامی آمریکا علیه ایران چگونه است؟

ژنرال ووتل به صراحت گفت که ایران، چین و روسیه سه منبع اصلی چالش هستند که به دنبال نفوذ منطقه‌ای هستند و منافع حیاتی ملی آمریکا را تهدید می‌کنند.

افزایش تحرکات سنتکام

اخیرا ناوهواپیمابر جان سی که استنیس در کانون این ناوگروه قرار دارد به ناوگان پنجم دریایی آمریکا در بحرین پیوست

  ناو استنیس در قالب یک ناوگروه ضربتی به ناوگان پنجم پیوست

پیوستن ناوهواپیمابر آبراهام لینکلن و نیروهای ضربتی همراه این ناو، تنها بخشی از افزایش توان عملیاتی سنتکام در مناطق فوری اطراف ایران هستند.

در ماه گذشته میلادی، سایت سنتکام، سه خبر عمده را گزارش کرد:

یکی عملیات دریایی با حضور شناورهای متعددی بود که عملیات شناسایی مرتبط با مین‌های دریایی را در دستور کار خود داشتند.

دوم اینکه برای اولین بار، سنتکام حضور عملیاتی دو فروند هواپیمای پیشرفته اف-۳۵ را تجربه کرد. این هواپیماها در عراق و بر علیه یک تونل داعش دست به حمله زدند، ولی باز شدن پای این هواپیماها به فضای خاورمیانه در حوزه عملیاتی سنتکام جالب توجه بود.

سومین خبر هم به پیوستن ناوگروه ضربتی پرقدرتی اختصاص داشت، ناوهواپیمابر جان سی. اسنیس در کانون این ناوگروه قرار دارد و به ناوگان پنجم دریایی آمریکا در بحرین پیوست تا قدرت ضربه زنی سنتکام تقویت شود.

موضوعات مرتبط

افشای منابع تمویل مالی و نظامی طالبان درمقالۀ منتشر درسایت اریا ئی بصورت{PDF} ازکریم پوپل

 
کریم پوپل 
طالبان چگونه تمویل مالی و مهمات میشوند 

عنوان بالا را کلیک نموده مطالعه و به معلومات تان بیافزائید

سفیر ناتو میگوید امادگی برای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری افغانستان بسیار سلو است

نگرانی سفیر ملکی ناتو از پیچیدگی و آهسته‌بودن آمادگی‌ها برای انتخابات ریاست جمهوری

  16 ثور|اردیبهشت 1398


سفیر ملکی ناتو برای افغانستان از آهسته‌‌بودن و پیچیده‌گی در روند آمادگی‌ها برای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ابراز نگرانی می‌کند.

نیکولاس کی، سفیر ملکی ناتو برای افغانستان در گفت‌وگویی ویژه با سلام‌وطندار می‌گوید، زمان انتخابات ریاست جمهوری نزدیک است، اما آمادگی‌ها برای برگزاری این انتخابات بسیار آهسته به پیش می‌رود و کارگیری از دستگاه‌های بایومتریک در این انتخابات نیز پیچیده است.

آقای کی، معرفی دیرهنگام دستگاه‌های بایومتریک در انتخابات مجلس نمایندگان را سبب به میان آمدن بی‌نظمی‌ها در این انتخابات می‌داند و می‌گوید، «ما خیلی نگران هستیم مبادا عوض آموختن از کاستی‌های انتخابات پارلمانی این کاستی‌ها یکبار دیگر در انتخابات ریاست جمهوری تکرار شود.»

سفیر ملکی ناتو، هرچند از حضور شمار زیادی از نیروهای امنیتی برای تأمین امنیت مراکز رأی‌دهی در انتخابات ریاست جمهوری در فصل جنگ ابراز نگرانی می‌کند، اما می‌گوید که مسئولیت اساسی ناتو در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در چارچوب آموزش، کمک و مشاوره‌دهی به نیروهای امنیتی افغان باقی خواهد ماند.

سفیر ملکی ناتو در بارۀ صلح می‌گوید، هرچند که مشکلات و چالش‌های زیادی برای رسیدن به صلح وجود دارد، «اما من سخت باورمندم که این بهترین فرصت برای دستیابی به صلح است، چون من باور دارم طرف‌های درگیر جنگ درک کرده‌اند که در میدان نبرد برنده نخواهند شد. همسایه‌های افغانستان نیز پی‌برده‌اند که افغانستان با ثبات و نیرومند به سود آنها است.»

 اما آقای کی می‌گوید، طالبان حاضر نیستند که با حکومت افغانستان گفت‌و‌گو کنند و این موضوع را یک مشکل اساسی می‌داند.

سفیر ملکی ناتو، از شکل‌گیری یک اجماع نیرومند خبر می‌دهد و می‌گوید، تلاش می‌شود تا در این اجماع افغانستان نقش کلیدی داشته باشد نه نقش انحصاری.

نیکولاس کی در بخشی این گفت‌وگو می‌گوید، «طالبان نمی‌توانند به گونۀ سلیقه‌یی برخورد کنند که با چه‌کسی می‌خواهند گفت‌وگو کنند و با چه‌کسی نمی‌خواهند.»

آقای کی تأکید می‌کند و می‌گوید، «سیاست‌های مغرض و تفاوت‌های سیاسی نباید مانع تحقق صلح شود. از این نوع تفاوت‌های سیاسی تنها طالبان می‌توانند سود ببرند.

سفیر ملکی ناتو با ستایش از تأمین امنیت و مدیریت لویه جرگه مشورتی صلح می‌گوید، «صدای افغانان خیلی آشکار است. آنان صلح، آتش‌بس و توافق سیاسی می‌خواهند. آنان از طالبان می‌خواهند که با دولت وارد گفت‌وگو شوند.»

نیکولاس کی، سفیر ملکی ناتو برای افغانستان بر حفظ ارزش‌های دمکراسی، حقوق‌بشر و دستاوردهای 18 ساله نیز تأکید می‌کند.

به باور سفیرملکی ناتو، پس از توافق با طالبان چالش‌های دیگر امنیتی هنوز پا برجا خواهند ماند، شماری از طالبان که نمی‌خواهند صلح کنند احتمالا که به داعش خواهند پیوست، هم‌چنان منازعات ملی برروی منابع و قاچاق‌چیان مواد مخدر از جمله تهدیدات پس از صلح است.

تشکیل گروه هنری ظفر درافغانستان بمثابه دمیدن روح برای زنده ساختن فرهنگ تورتباران کشوربود  

کارنامه های فراموش ناشدی پرو فیصور عبدالحکیم شرعی جوزجانی


پروفیسور شرعی جوزجانی 
تشکیل گروه هنری ظفر 

 

لینک های مرتبط :
  نبش قبرسلطان حسین بایقرا اهانت به تاریخ و مردم  

ساختمان و اهداف اکادمی بین المللی اسلامی اوز بیکستان

لینک  بالا و پا ئین را کلیک کرده مطالعه نمائید

 تــشـکــیــل دپــارتــمــنــت زبــان هــای اوزبــیــکی و تورکمنی

 

مصاحبۀ کاظم حمیدی رسا با پرو فیسور مارگریت میلز فولکلور شناس امریکائی {منتشرۀ احباراریائی

 افغانستان پنجاه سال پیش با شکوه‌تر از امروز بود

اطلاعات روز : مارگریت ملز برای کسانی که در حوزه‌ی فولکلور و تاریخ ادبیات شفاهی افغانستان تحقیق کرده‌اند، نام آشناست و برای آنانی که هنوز درباره‌ی کارهای ارزش‌مند او نخوانده‌اند و درباره‌ی فعالیت‌های او معلومات ندارند، این گفت‌وگو می‌تواند مقدمه‌ای باشد برای آشنایی بیشتر.                                                             گفت‌وگوکننده و مترجم: کاظم ‌حمیدی‌رسا :

گفت‌وگو با پرفیسور مارگاریت ملز، فولکلور‌شناس امریکایی :

یادداشت: مارگریت ملز برای کسانی که در حوزه‌ی فولکلور و تاریخ ادبیات شفاهی افغانستان تحقیق کرده‌اند، نام آشناست و برای آنانی که هنوز درباره‌ی کارهای ارزش‌مند او نخوانده‌اند و درباره‌ی فعالیت‌های او معلومات ندارند، این گفت‌وگو می‌تواند مقدمه‌ای باشد برای آشنایی بیشتر. خانم ملز در ماه آگست و سپتامبر ۲۰۱۸ دیداری داشت از افغانستان. در حاشیه‌ی این دیدار فرصتی پیش آمد، تا مقدمات یک گفت‌و‌گو را با او فراهم کنم.

متن گفت‌وگو به زبان انگلیسی است. برای معرفی خانم ملز به خوانندگان فارسی، نسخه‌ی ترجمه‌شده‌ی این گفت‌وگو را نیز تهیه کردم. به دلیل حجم زیاد متن مصاحبه، تنها بخش‌هایی از این گفت‌وگو در این‌جا پیشکش می‌شود.

سوال: اگر ممکن است درباره‌ی خود بگویید و اینکه تحصیلات خود را در کدام رشته انجام دادید؟

جواب: نام من مارگاریت ملز است. من زاده‌ی امریکا هستم و تحصیلاتم را نیز در ایالات متحده‌ی امریکا انجام دادم. در آن‌جا در دهه‌ی ۱۹۶۰ میلادی مطالعاتی را در زمینه‌ی فلکلور انجام دادم درباره‌ی ‌این موضوع  از پرفیسور البرت ب لرد چیزهای زیادی آموختم. البرت ب لُرد کسی بود که  نظریه‌ی مهم شعرهای حماسی شفاهی را توسعه داد و روی ‌کیفیت عناصر شعری و میزان رسانندگی و انتقال‌پذیری پیام‌های شعر حماسی کارهای ارزش‌مندی را انجام داد.

اینکه چگونه مردم می‌توانند این شعرها را به خاطر بسپارند و بتوانند این شعرهای  طولانی و پیچیده‌ی حماسی را بدون اینکه بنویسند حفظ کنند. تخصص این مرد بزرگ در زمینه‌ی شعرهای حماسی بود. شعرهای طولانی (‌مثل داستان‌های منظوم اساطیری که در ‌ادبیات فارسی نیز نمونه‌های زیاد داریم) به خصوص حماسه‌های یونانی، سربیا و کرواشیا. جالب است که پورفیسور البرت تنها به این اکتفا نکرد و به دانش‌جویانش انواع دیگر از شعرهای سنتی- عامیانه و ادبیات شفاهی به شمول داستان‌های فولکلوریک، ضرب المثل‌ها، اسطوره‌ها، قصه‌های جادویی، افسون (‌وردها یا ترانه‌های جادویی) و خیلی چیزهای دیگر را تعریف ‌کرد و آموزش داد.

سوال : آیا فولکلور و ساحت معنایی این واژه، ‌تنها بر هنرهای ادبی تمرکز دارد یا این‌که به عنوان واقعیت مردم‌شناسانه و رویکردهای مردم‌شناسی نیز در آن نهفته است؟

ج: در حقیقت این برداشت از فولکلور درست است که این شاخه در وسط (‌مرز) بین ادبیات شفاهی و دانش مردم‌شناسی قراردارد (‌از آن‌جا که جذبه‌های خود را در شکل ‌کلمه و متن نشان می‌دهد) و هم چنین فولکلور به عنوان امر مردم‌شناسانه نیز مطرح است. فولکلور در ساختار نهادهای اجتماعی نیز جالب و مورد توجه قرار گرفته است. این نهادها در واقع ‌به انتقال، حفاظت و استفاده از دانش فرهنگ عامه کمک می‌کنند.

با این حال، من فکر می‌کنم که ما به‌درستی نمی‌توانیم فهم درست از ویژگی‌های رسمی دانش سنتی (‌فرهنگ عامه) مردم داشته باشیم مگر اینکه درباره‌ی مردمی بدانیم که دانش سنتی- فرهنگ عامه را حمایت و ارزش‌گزاری می‌کنند. اینکه چگونه درباره‌ی فرهنگ عامه قضاوت می‌کنند و چگونه به این منابع دسترسی پیدا می‌کنند و بر عکس.

س: بانو ملز، چطور شد که به میراث فرهنگی غیر‌ملموس افغانستان علاقمند شدید؟

ج: همان‌گونه که گفتم از همان آغاز در کالج و پس از فراغت از کالج به باستان‌شناسی علاقمند بودم. این علاقمندی‌ها سبب شد که من فرصت سهم‌گیری در پروژه کاووش‌های باستانی را در ‌جنوب ایران پیداکنم؛ جایی نزدیک تخت جمشید. در روستایی که من اقامت داشتم، زندگی برایم جالب بود و من به شدت به زندگی روستایی و زبان سنتی روستایی علاقمندم شدم. یکی از روزها که من در اتاق کارم بودم، مردی که لباس درویشان را پوشیده بود به سمت دروازه‌ی اتاق من آمد و شعری را زمزمه می‌کرد.

من فکر می‌کردم شعری را که این آدم می‌خواند، ممکن است مثنوی باشد. شعری از جامی، اما در آن زمان معنایش را نمی‌فهمیدم. تنها می‌خواستم به زمزمه‌های آن درویش گوش کنم. می‌خواستم بیشتر بخواند. با این تجربه و تجربه‌هایی دیگری که در آن زمان روی داد. من به زندگی کسانی که زنده هستند بیشتر علاقمند شدم تا کسانی که از دنیا رفته‌اند و دیگر زنده نیستند.

به این خاطر، اگر دنبال دانستن زندگی و تجربه‌ی زنده‌ها باشی آنان می‌توانند با تو حرف بزنند.

من در روز نوروز (‌سال نو که روز رخصتی بود) از هرات باستان دیدن کردم. به محض ورودم به هرات متوجه شدم که زبان فارسی به ویژه زبان گفتاری در این ولایت چقدر پویا و جالب است. بدون تاثیر‌پذیری زیاد از رسانه‌های جمعی- یعنی زبان گفتاری کمتر تاثیرات رسانه‌های جمعی را پذیرفته بود. (زبانی که در آن زمان در رادیو، تلویزیون، فلم ‌و… رایج بود)

س: خانم مارگاریت، تاکنون چند کتاب و مقاله درباره‌ی افغانستان نوشته کرده‌اید؟

ج: بستگی به این دارد که شما ‌چگونه حساب کنید. دست‌کم دو کتاب تنها با نام خودم. به شمول دو کتاب کوچک دیگر در همکاری با نویسندگان دیگر. یکی از این  کتاب‌ها را برنامه «توانا»ی مرکز معلومات افغانستان  ACKUنشرکرد. شاید بیش از ۳۰ مقاله در قالب جورنال‌های مختلف و چندین رساله‌‌ی کوچک دیگر. البته من عضوگروه ویراستاران دانشنامه‌ی فولکلوریک جنوب آسیا هم بودم. این دانشنامه یک مقاله‌ی کوتاه در باره‌ی افغانستان نیز دارد. این‌جا چیزهایی زیادی است و ایجاب می‌کند که افغانستان باید دانشنامه‌ی فولکلوریک مخصوص به خود را داشته باشد.

س: چه وقت شما از افغانستان دیدن کردید، هدف از دیدار شما از این کشور چه بود؟

ج: نخستین دیدار من از افغانستان از ولایت هرات بود. در سال نو ۱۹۶۹ آن زمان در تعطیلات بودم و از ایران به افغانستان آمدم. من در تهران در یکی از لیسه‌ها (‌دبیرستان) آموزگار زبان انگلیسی بودم و در ضمن زبان فارسی را نیز می‌آموختم. احساس خاصی نسبت به هرات داشتم و عاشق هرات شدم. شهر باستانی و زیبا! بنابر‌این تصمیم گرفتم که در رشته‌ی مطالعات فولکلوریک تحقیق کنم. این تصمیم عملی شد و موضوع تحقیق من افغانستان و زبان فارسی بود.

س: در نخستین دیداری که از افغانستان داشتید، چه چیزهایی به نظر شما جالب بود؟

ج: آن دیدار نخستین، دیدار از یکی از شهرهای باستانی آسیای مرکزی بود. من عاشق صداها، منظره‌ها و معماری و مهندسی کلاسیک شدم (‌خانه‌ها، مسجدها، بازارهای سرپوشیده، گازرگاه و دیگر جاهای تاریخی) سبزه‌زارها، بهار پر از گل‌و‌گیاه و رسم‌و‌رواج مردم در نکوداشت از بهار از اتفاقات فراموش‌ناشدنی بود. در سیزده بدر که روز رخصتی بود باجمعی از خانم‌ها و بچه‌های‌شان به باغ زنانه رفتم. من دیدم که مردم افغانستان با جهان‌گردان و گردش‌گران بین‌المللی چقدر مهمان‌نواز، مهربان و صبور بودند. حتا با آن شمار از جهان‌گردانی که خیلی مؤدب نبودند و رفتار مناسب نداشتند، با کمال متانت و وقار برخورد می‌کردند. مردم از نظر اقتصادی زندگی ساده داشتند، اما در‌عین‌حال بسیار با وقار/ باشکوه و متفکر بودند. در آن روزگار می‌خواستم زمان زیادی را در افغانستان سپری کنم و بیشتر بمانم. بیشتر زبان فارسی یاد بگیرم و بیشتر گپ بزنم ‌تا به هر پیمانه‌ای که امکان داشت بتوانم درباره‌ی فرهنگ و موضوعات فرهنگی افغانستان بیاموزم. به خصوص درباره‌ی دانش و ارزش‌های فرهنگ عامه‌ی مردم.

س: گرچه که بخشی از مطالعات فولکلوریک شما حوزه‌ی کابل بوده است، اما آنچه را که در هرات انجام دادید با کابل قابل مقایسه نیست. فکر نمی‌کنید که هرات چیزهایی ویژه دارد و توجه شما را بیشتر جلب نموده است؟

ج: شاید به‌خاطر این باشد که هرات یکی از شهرهای بزرگ و مهم افغانستان است که من دیدم. از زاویه‌ی دید دیگر به پیچیدگی کابل نیست. کابل شهری است که میزبان مردم از جاهای متخلف کشور است. مردم مناطق و ولایات دیگر به کابل آمده‌اند، حتا در دهه‌های ۱۹۶۰ نیز وضعیت کابل این چنین بود. کابل شهری است که شما می‌توانی مردمی را از دیگر نقاط کشور ملاقات کنی. هم‌چنین کابل فرهنگ و تاریخ همسایگان را نیز در خود دارد.

ولی درباره‌ی هرات، باید بگویم تاریخ هرات بسیار ریشه‌دار است. پیشنه‌ی تاریخی این ولایت حتا به پیش از ورود یونانی‌ها می‌رسد. نام هرات حتا در کتاب‌های مقدس زرتشت نیز آمده است. کتابی که شاید بیش از دوهزار و پنج‌صد سال پیشینه دارد. البته هر شهر تاریخ مخصوص خودش را دارد- تاریخ  بی‌نظیر. من فکر می‌کنم به این خاطر عاشق هرات شدم که دیدار از شهر هرات تجربه‌ی نخستینم بود.

س: چند وقت است که ‌درباره‌ی فرهنگ عامیانه‌‌ی افغانستان تحقیق می‌کنید و دستاوردهای شما در این زمینه چه بوده است؟

ج: من از سال‌های ۱۹۶۵‌ میلادی به این سو، یا حتا پیش از آن به مطالعات فلولکلور علاقمند شدم.  من در سال ۱۹۶۹ درباره‌ی افغانستان شناخت پیدا کردم با این هم هرگز اطلاعات و شناخت کافی درباره‌ی سنت‌ها و فرهنگ عامه مردم افغانستان به‌دست نیاوردم.

شناخت امر پایان‌ناپذیر و نامحدود است، اما معلومات هرچند کوچکی درباره‌ی جزییات و مشخصات فرهنگی که من بتوانم به‌دست بیاورم هر چیزیی که به فهم و درک بهتر من که بتوانم به کمک دانشمندان افغانستان  و مردم عادی این کشور به‌دست بیاورم، مرا خوش‌حال می‌کند. اگر بتوانم فرهنگ عامه‌ی افغانستان را به ‌مردمی که در خارج از این کشور زندگی می‌کنند  به خوبی معرفی کنم و بتوانم از ارزش و اهمیت سرمایه‌ی فرهنگی این کشور یاد  کنم و از ارزش‌های انسانی و فرهنگی مردم افغانستان ستایش کنم. این وظیفه اصلی من است.

س: آن‌گونه که اطلاع داریم، بیش از ۴۵۰ ساعت ثبت- ریکارد- از تاریخ شفاهی افغانستان به ابتکار و همت شما جمع‌آوری و ثبت شده است. این مجموعه را از نظر محتوا و ارزش فرهنگی چطور ارزیابی می‌کنید و مهمتر از همه اینکه این مجموعه تاریخ شفاهی که فعلا تنها نسخه‌ی صوتی آن در دسترس است، چقدر مهم است که مکتوب شود. یا در صورت فراهم شدن امکانات در قالب کتاب نشر شود؟

ج: در واقع، مجموعه‌ای را که درباره‌ی تاریخ شفاهی افغانستان گردآوری کردم در حال حاضر در آرشیف مرکز معلومات افغانستان ACKU  نگهداری می‌شود. این فایل‌های صوتی شامل ۴۵۰ ساعت مصاحبه یا بیشتر از آن است. این مجموعه ترکیبی از تاریخ شفاهی و بیان سبک زندگی مردم است. من ‌این مجموعه را غالبا در کابل و هرات ثبت کردم. به شمول بخشی از کارهایی که در کمپ‌های مهاجران افغانستانی در پیشاور پاکستان از دهه‌ی ۱۹۸۰ انجام شده است. آنچه را که من گردآوری کردم از نظر محتوایی شامل  افسانه، اسطوره و برخی از داستان‌های حماسی می‌گردد. بخش دیگر این مجموعه گفت‌وگو‌ با مردم عام است. به‌خصوص کسانی که نقال و قصه‌گو هستند. قصه‌ها درباره‌ی زندگی مردم، تجربیات‌شان و درباره‌ی موضوعات و مشکلات بزرگی که در افغانستان آن روز وجود داشت. به دلیل که پیشینه‌ی ثبت این مجموعه به سال‌های دور ۱۹۷۰ بر می‌گردد؛ سال‌هایی که هنوز شوری به افغانستان نیامده بود، در این مجموعه‌های صوتی خاطرات و سبک زندگی مردم از تولد تا کلان‌سالی روایت شده است. این مصاحبه‌ها مهمترین بیان شفاهی تاریخ افغانستان بود. تاریخی که راویانش مردم عام و عادی بودند که خود از سرگذشت و تجربیات زندگی‌شان حکایت می‌کردند. از آن زمان تاکنون بسیاری چیزها تغییر کرده است.

من به تنهایی، فقط امکان این را یافتم که بخش کوچک یا تنها یک نمونه از این مجموعه‌ی بزرگ را با جزییات نشر کنم.  بخشی که شاید شامل ۲۰ تا ۲۵ ساعت شود. من هنوز هم به فرصت و امکاناتی نیاز دارم که بتوانم برای این مجموعه یک فهرست راهنما/  Index(‌راهنمای موضوعی) تهیه کنم. به گونه‌ای که برای همه قابل استفاده باشد.

تا کسان دیگر و علاقمندان به تاریخ شفاهی بتواند موضوعات مورد علاقه خود را به آسانی پیدا کنند و تحلیل و برداشت‌های خود را درباره‌ی این این مجموعه بنویسند.

س: با توجه به تنوع و اهمیتی که این مجموعه دارد، نیاز است که این میراث گران‌بها از تاریخ شفاهی افغانستان حفظ شود. به نظر شما چه کسی مسئول است، یا چه کسی باید برای مکتوب‌سازی این مجموعه صوتی آستین همت بالا بزند و این پروژه را تکمیل کند؟

ج: بیشتر وقت‌ها، هر گاه فرصتی یافتم، قطعه‌ها و پاره‌هایی از این مجموعه‌ی صوتی را انتخاب کردم و نخستین رونوشت‌ها را نوشتم، ولی من مطمینم بودم که اگر بتوانم کسانی را پیدا کنم که به زبان فارسی دری می‌نویسند، در این بخش تجربه داشته باشند، رونوشت‌هایم را چک و ارزیابی کنند و اشتباهات را اصلاح کنند. زبان فارسی دری من هیچ وقت به خوبی گوینده‌ای که به زبان مادری گپ می‌زند نخواهد بود. اشتباه و برداشت‌های نادرست همواره در رونوشت‌های من وجود دارد. در این روزها پرفیسور فریدون سروش، استاد پیشین دانشکده‌ی حقوق دانشگاه هرات، نویسنده‌ی همکارم، که کارشناس نسخه‌برداری و رونویسی و استخراج ادبیات شفاهی است. او نخستین نسخه‌های مکتوبی از بخش‌هایی این مجموعه‌ی صوتی را با جزییات به زبان فارسی تهیه کرده است. من از روی نسخه‌های فارسی دری، داستان‌ها را به زبان انگلیسی ترجمه کردم. سپس  برای فهم بیشتر من از نسخه‌ی زبان فارسی و مشکلاتی را که در ترجمه از فارسی به انگلیسی وجود داشت در همکاری مشترک با سروش حل کردیم. او اکنون با خانواده‌اش در سیاتل امریکا زندگی می‌کند. شهری که حدود سه تا چهار ساعت از خانه‌ی من در امریکا فاصله دارد، ولی این برای من بسیار جای خوشی و مسرت است که با او کار کنم. سروش و آموزگاران زبان فارسی من در جریان چندین سال چیزهای زیادی به من آموخت.

س: چند ماه پیش دیداری داشتید از افغانستان، هدف از این دیدار چه بود؟

ج: در ماه اگست و سپتامبر ۲۰۱۸ در همکاری با برنامه‌ی توانا/ ABLE مرکز معلومات افغانستان روی متن چند قصه (‌افسانه) کار کردیم. این قصه‌ها توسط یک از قصه‌گویان و نقالان حرفه‌ای روایت شده است. من این قصه‌گو را درسال‌های ۱۹۷۰ در هرات می‌شناختم. برای نشر قصه‌های این قصه‌گوی هراتی، کاظم‌حمیدی رسا  با همکارانش در مرکز معلومات افغانستان کار زیبایی را انجام داد. کار ویرایش، برگ‌آرایی و نشر این کتاب به زبان پشتو، فارسی دری و انگلیسی انجام شد. نشر این کتاب‌ها در دو نسخه‌ی فارسی- انگلیسی و پشتو انگلیسی گام ارزش‌مندی بود برای مکتوب‌سازی و نشر این کتاب زیبا. من امیدوارم که این کتاب هم برای خوانندگان در افغانستان و هم برای کسانی که به ادبیات شفاهی افغانستان علاقمند هستند، بتوانند این قصه‌ها را در خارج از افغانستان به زبان انگلیسی بخوانند و لذت ببرند.

س: نخستین دیدار شما از افغانستان حدود شصت سال پیش بود. افغانستان را در گذر زمان چگونه یافتید؟

ج: این داستان شگفت‌انگیزی است. داستانی که هرگز تصورش را نمی‌کردم. افغانستانی که در ۱۹۶۹ دیده بودم، افغانستان آرام و با شکوه که در حال توسعه و پیشرفت بود و آرام‌‌آرام مسیر ترقی خود را در جهان ادامه می‌داد.  فکر نمی‌کردم این چنین گرفتار سیاست‌های وحشت‌ناک جهانی شود و در کام جنگ و مواد مخدر سقوط کند. من تنها امیدم این است که  نسل بعدی در این کشور بتوانند در آرامش و همزیستی به سر ببرند. در دنیا مسیر رشد خود را پیداکنند. البته که رسیدن به این هدف کاری است دشوار. این‌که پس از چهاردهه جنگ و خشونت و دخالت قدرت‌های بیرونی بتوان به این هدف دست یافت. زیان‌های این جنگ دراز‌مدت تمام توانایی‌ها و ظرفیت‌های مردم افغانستان را از بین برد. مشکل است که بتوان راه درستی را برای آینده مشخص کرد.

باتمام این مصایب! فکر می‌کنم این بسیار مهم است که به خاطر بسپاریم و به ارزش‌های ادبیات شفاهی و فرهنگ عامه‌ی مردم افغانستان فکر کنیم. نمی‌گویم تمام آنچه را که در گذشته‌ی مردم انجام داده‌اند، خوب بودند، اما به اندازه‌ی کافی داستان‌های آموزنده‌ای ‌درباره‌ی بی‌عدالتی و کارهای اشتباه وجود دارد. این خیلی مهم است که هر کشور تمام تاریخ خود را به یاد داشته باشد. یا تمام آنچه (‌خوب و بد) را که در تاریخ‌شان اتفاق افتاده است.

پنهان کردن حقایق با اخبار جعلی.....

 یکشنبه ۱۵ ثور ۱۳۹۸ خورشیدی  برابر با ۵ می ۲۰۱۹ میلادی

 لس آنجلس تایمز: حقایق شکست آمریکا با اخبار جعلی پوشانده می‌شود

به گزارش خبرگزاری تسنیم، سربازرس ویژه آمریکا در امور بازسازی افغانستان موسوم به سیگار در تازه‌ترین گزارش خود آورده که با وجود حضور نیروهای خارجی هیچکدام از شاخص‌ها نشان دهنده آن نیست که نیروهای افغان در حال پیروزی در جنگ هستند.

براساس این گزارش، حملاتی که طالبان آغازگر آن است در مقایسه با سال گذشته افزایش 19 درصدی داشته است. بطور متوسط ماهانه 2 هزار مورد از این حملات روی می‌دهد.

لس آنجلس تایمز گزارش داد که در مقایسه با سال گذشته تلفات غیرنظامیان افغان و مرگ و میر مرتبط با جنگ نیز به ترتیب 5 و 11 درصد افزایش یافته است. تلفات نیروهای امنیتی افغان نیز در زمان مشابه افزایش حدود 31 درصدی داشته و تلفات غیرنظامیان افغان بر اثر حملات هوایی آمریکا نیز در حال افزایش است.

ماه‌هاست که فرماندهان آمریکایی در کابل و مقامات ارشد در واشنگتن اظهار می‌کنند؛ جنگ افغانستان در بن‌بست قرار دارد اما گزارش سیگار تاکید می‌کند که چنین توصیفی از جنگ افغانستان بطور مفرطی خوش‌بینانه است.

این نشریه آمریکایی افزود: اگرچه در بطور صریح بیان نشده است اما گزارش سیگار حاکی از آن است که هزینه حدود 900 میلیارد دلاری آمریکا برای ایجاد یک افغانستان امن، با ثبات و دموکراتیک در طول نزدیک به 18 سال گذشته ناکام بوده و دستیابی به این اهداف بلندپروازانه غیرممکن شده است.

سیگار تاکید می‌کند که در حال حاضر هدف آمریکا به برقراری صبح بین دولت افغانستان و طالبان تغییر کرده است.

لس آنجلس تایمز تاکید کرد که درباره وضعیت کنونی افغانستان اخبار جعلی منتشر می‌شود و شاخص‌های جنگی نیز سانسور می‌شود تا ناکامی‌های آمریکا در افغانستان پوشانده شود.

سخنگوی طالبان به خلیل زاد گفته : ما سلاح بر زمین نمی گذاریم

 شنبه ۱۴ ثور ۱۳۹۸ خورشیدی  برابر با ۴ می ۲۰۱۹ میلادی

 طالبان خطاب به خلیل زاد : به ما نگویید سلاحمان را زمین بگذاریم، این را به آمریکایی ها بگویید

اخباراریائی : به گزارش سرويس بين الملل خبرگزاري صدا و سيما ؛ به نقل از خبرگزاری رویترز از کابل، گروه طالبان روز جمعه به نماینده ویژه آمریکا در امور افغانستان گفت درخواست برای بر زمین گذاشتن سلاح شبه نظامیان طالبان را کنار بگذارد.
گروه طالبان روز جمعه اعلام کرد زلمای خلیل زاد، نماینده ویژه صلح آمریکا در امور افغانستان باید از درخواست خود از شبه نظامیان طالبان برای تحویل سلاح هایشان صرف نظر کرده و در عوض آمریکا را متقاعد کند به استفاده از زور علیه این گروه پایان دهد.
زلمای خلیل زاد برای شرکت در ششمین دور گفتگوها با گروه طالبان طی این هفته وارد قطر شد تا به طولانی ترین جنگ آمریکا پایان دهد.
خلیل زاد در صفحه توییتر خود نوشت :« در جلسه آغازین این نشست من به گروه طالبان اعلام کردم که مردم افغانستان که برادران و خواهران شما هستند مایلند این جنگ پایان یابد.»
وی افزود :« الآن زمان به زمین گذاشتن سلاح و متوقف کردن این خشونت و برقراری صلح است.»
ذبیح الله مجاهد، سخنگوی گروه طالبان نیز در واکنش به این موضوع یک سری توئیت های شدیدالحنی صادر کرد.
وی گفت :« خلیل زاد باید ایده تحویل سلاح های ما را فراموش کند و به جای مطرح کردن این افکار واهی، با مقامات آمریکا در مورد پایان دادن به استفاده از زور و وارد کردن تلفات انسانی و مالی بیشتر به دولت افغانستان گفتگو کند.»
سخنگوی گروه طالبان همچنین تاکید کرد آمریکا که در حال بررسی نتایج مختلف است باید از راهبرد شکست خورده خود دست بردارد

توزیع پول به اعضای جرگۀ مشورتی پرو پاگند است یا حقیقت ؟

             شرکت کنندگان جرگه به ٦٦٩٠ تن رسیده است                  اخبار اریائی: احمد نظری : تعداد اشتراك كنندگان در جرگه مشورتى به ٦٦٩٠ تن  رسيده  است كه ۱۸۰۰ تن آن غير دولتى اما اعضای تيم انتخاباتى ارگ بوده و ۴٢٠٠ تن ديگر آن مامورين عالى رتبه و پایين رتبه دولتى از مركز و ولايات ميباشند.
تنها ٢١٠ تن نمايندگان مردمى حضور دارند.
ارگ بيش از ۴۸۰ تن را جداگانه توظيف نموده تا اجازه ندهند كه كسى صداى خود را بلند و يا اعتراض كند و همزمان بودجه اين جرگه از ۵ ميليون دالر به ۱۲ ميليون دالر رسيده است.
كسانيكه مسئو ليت توزيع پول را به اعضای جرگه دارند:
١- متين بيگ (ريس ارگانهاى محلى)
٢- امرالله صالح (معاون اول تكت تابوت ساز)
٣- فضل فضلى (مشاور ارشد مغز متفكر)
۴- ضيا الحق امرخيل (مشاور ارشد مغز متفكر) 
براى هر عضو جرگه ۵۰ هزار افغانى نقد بدون كرايه راه درنظر گرفته شده است.
نوت: جرگه در حالى برگزار شده است كه تمام شهر كابل مسدود، مكاتب، دانشگاه ها و دواير دولتى تا به اختتام جرگه تعطيل اند و همزمان تمام راه هاى دخولى به كابل مسدود و هيچ موتر باربرى و مسافربرى داخل كابل شده نميتواند، اينكه خسارات مالى ناشی از اين جرگه به عام مردم به چقدر ميرسد خيلى دردناك است.

تخریب ارامگاه بزرگ مردان تاریخ هتک حرمت  به اخلاف ان است دولت باید متوجه ان باشد

تخریب نسبی آرامگاه سلطان حسین بایقرا در هرات

هشت صبح - چهارشنبه، ۱۱ ثور ۱۳۹۸

۸صبح، هرات: بخش‌هایی از آرامگاه سلطان حسین بایقرا، آخرین و معارف‌پرورترین امپراتور دوره‌ تیموریان در هرات از سوی افراد ناشناس حفاری شده است.

 آرامگاه سلطان حسین بایقرا در مجموعه‌ تاریخی مصلا و بین مناره‌های پنج‌گانه هرات قرار دارد که این روزها به دلایل مختلف رو به تخریب گذاشته است.

 بر  آرامگاه سلطان حسین بایقرا، یک سنگ سیاه مشهور به نام «سنگ هفت قلم» گذاشته شده است؛ سنگی که بنا بر روایت‌های تاریخی، به دستور خودش برای خانه‌ ابدی‌ وی تدارک دیده شده بود. شواهد نشان می‌دهد که هفته‌ی گذشته عده‌ای با استفاده از فرصت، از سقف حفاظ سیمی آرامگاه گذشته‌‌اند. چند ردیف خشت‌های جابه‌جا شده و حفره‌ای نسبتاً کوچک در زیر سنگ مرقد سلطان حسین بایقرا دیده می‌شود.

هنوز علت این قضیه روشن نیست، اما آگاهان فرهنگی، گمانه‌زنی‌های خاص خودشان را در این مورد دارند.

انتقاد تند فرهنگیان از دولت

سلطان حسین بایقرا، پسر امیر منصور پسر بایقرا پسر عمر شیخ پسر تیمور گورکانی معروف به «خاقان منصور» و معزالسلطنه و ابوالغازی آخرین سلطان بزرگ از امرای تیموری که بین ۱۵۰۶–۱۴۷۰ میلادی بر امپراتوری تیموریان فرمانروایی کرد.

 آگاهان امور تاریخی، مسوولان دولتی را به دلیل بی‌توجهی به آبده‌های باستانی، به باد انتقاد گرفته‌اند.

دلیل حفاری از دید محمد‌صدیق میر، استاد دانشگاه و آگاه تاریخ، «دست‌برد» به هویت مردم و تاریخ این مرز و بوم است. او می‌افزاید که دولت تا کنون کم‌تر رغبتی به حفظ و بازسازی آبده‌های تاریخی داشته است و همین امر سبب شده که برخی از افراد «مغرض»، به تاریخ هرات «دست‌درازی» کنند.

 آخرین و تازه‌ترین بازسازی مرقد سلطان حسین بایقرا در سال ۱۳۸۷ صورت گرفت که شامل خشت‌فرش اطراف مزار و چند نقطه دیگر آن است.

 پس از آن، ریاست اطلاعات و فرهنگ هرات به حفظ این آبده‌ تاریخی گویا کم‌تر رغبتی نشان داده است.

با این همه، حمدالله محب، مشاور امنیت ملی کشور، در سفر به هرات و در دیدار از مجموعه مصلا‌، وعده سپرد که به محض برگشت به کابل، مبلغ ۱۰ میلیون افغانی را از بودجه انکشافی شورای امنیت برای‌ بازسازی این مجموعه تاریخی اختصاص دهد.

 

افراز پاسگاه امنیتی

انجمن حامیان میراث‌های فرهنگی هرات با انتقاد از دولت، «دست‌درازی» افراد ناشناس به مرقد سلطان حسین بایقرا را بهانه‌ای برای افراز یک پاسگاه امنیتی می‌خواند.

عبدالقیوم وزیری، رییس انجمن حامیان میراث‌های فرهنگی در هرات می‌گوید که دولت باید با افراز یک پاسگاه امنیتی، تصمیم خود را برای حفظ هویت باستانی مردم این خطه نشان دهد.

 چند سال پیش یک پاسگاه امنیتی برای حفاظت از مجموعه مصلای هرات ایجاد شده بود، اما با گذشت زمان، پولیس آن را از منطقه جمع کرد.

عبدالاحد ولی‌زاده، سخنگوی فرماندهی پولیس هرات، در پاسخ به تقاضای فرهنگیان برای افراز پاسگاه امنیتی، گره مشکل را در مرکز کشور می‌بیند. او می‌گوید که این تصمیم باید در سطح وزارت داخله کشور گرفته شود و اگر به آنان دستور صادر شود، توانایی افراز پاسگاه امنیتی برای حفاظت از مجموعه مصلا را دارند.

توجه دوامدار به آبده‌های باستانی هرات

در کنار تأمین امنیت، فعالان فرهنگی‌-‌تاریخی، نگاه دیگری هم به قضیه دارند. از دید آنان، مجموعه مصلا و سایر بناهای تاریخی در هرات نیازمند توجه دوامدار است و دولت باید بودجه منظم و مشخصی را برای حفظ بهتر آبده‌های تاریخی مدنظر گیرد؛ خواسته‌ای که ظاهراً دولت توان برآورده کردن آن را ندارد.

 زلمی صفا، آمر حفاظت از آبده‌های تاریخی ریاست اطلاعات و فرهنگ هرات، می‌گوید «امیدوار» است که سازمان فرهنگی حفظ میراث‌های جهانی یا یونسکو، توجهی به آبده‌های تاریخی هرات داشته باشد. او می‌افزاید که با بودجه فعلی ریاست اطلاعات و فرهنگ هرات، حفظ و بازسازی آبده‌های تاریخی بیش‌تر یک «توهم» است. از سال‌ها به این طرف، مجموعه مصلای هرات مکانی برای زنده‌گی معتادان به مواد مخدر شده است.

 این مجموعه در دوره‌های مختلف نگهداری شده است؛ مجموعه‌ای که شاهد زنده ولی بیمار سرگذشت مردم و شهر هرات به شمار می‌رود. حالا اما از مجموعه مصلای هرات، چیزی بیش از پشته‌ی خاک و ‌ستون‌هایی به ارتفاع نیم متر به جای نمانده است.

با تمام این‌ها، چشم فرهنگیان و مردم هرات به عملی کردن وعده‌ی حمدالله محب است.

به باور مردم، اگر این وعده تحقق نیابد، تخریب آبده‌های باستانی ظاهراً تأثیری در تغییر کار و جدی گرفتن محافظت از بناهای تاریخی در نیت و عمل دولت‌مردان ندارد.

مجموعآ 51 کمیتۀ لوی جرگۀ مشورتی مشوره ها وپیشنهاد شان را به مسئولین جرگه اعلام کردند

چهارمین روز لویه‌جرگه صلح؛ روند گزارش‌دهی کمیته‌های کاری پایان یافت

افغانستان

روسای ۵۱ کمیته کاری پیشنهادهای‌شان را در مورد صلح و روند گفت‌وگو با طالبان را بیان کردند

چهارمین روز نشست لویه‌جرگه مشورتی صلح افغانستان امروز پنجشنبه (۱۲ اردیبهشت/ثور) با گزارش‌دهی کمیته‌های کاری این جرگه پایان یافت.

در نشست امروز لویه‌جرگه روسای ۵۱ کمیته‌کاری طرح‌ها و پیشنهادهای‌‌شان را در مورد صلح و روند گفت‌وگو با طالبان ارایه کردند.

روز گذشته اعضای جرگه در ۵۱ کمیته کاری تقسیم شدند و روی سوال‌های ارایه شده از سوی کمیسیون برگزاری این جرگه بحث و تبادل نظر کردند.

اعضای لویه‌جرگه صلح همچنین پیشنهادهای‌شان را به گونه کتبی به روسای کمیته‌ها ارایه کردند. پیشنهادهایی که امروز از سوی روسای هر کمیته در نشست عمومی لویه‌جرگه شرح داده شد.

ریاست ۱۳ کمیته‌کاری لویه‌جرگه به عهده زنان شرکت کننده در این جرگه است.

آتش بس دوجانبه، تنظیم یک جدول زمانی برای خروج نیروهای خارجی و حفظ ارزش‌ها و دستاوردهای ۱۸ ساله حکومت و مردم افغانستان از موارد مشترکی بود که بیشترین کمیته‌ها روی آن تاکید کردند.

عبد رب الرسول سیاف، رئیس لویه‌جرگه مشورتی صلح در نشست امروز به اعضای این نشست گفت :"ما اینجا نه برای حمایت و پشتیبانی از کسی جمع شده‌ایم و نه برای کمپین کردن برای فرد مشخصی"

افغانستان

 ریاست ۱۳ کمیته‌کاری لویه‌جرگه به عهده زنان شرکت کننده در این جرگه است

مرحله بعدی

آقای سیاف گفت که در پایان، تمام گزارش‌ها توحید شده و با روسای کمیته‌ها شریک ساخته می‌شود. پس از آن اعلامیه مشترکی با موافقت همه اعضا و کمیته‌ها تنظیم و ارایه خواهد شد.

رئیس لویه‌جرگه مشورتی، تاکید کرد که " تا زمانیکه تمام مجلس با این اعلامیه موافق نباشد اعلامیه از این مجلس بیرون نمی‌رود. در این مورد هیچ کس نمی‌تواند نظر شخصی خودش را تحمیل و دیکته کند."

از دیگر پیشنهادات کمیته‌های لویه جرگه صلح:

- حفظ قانون اساسی افغانستان

- گفت‌وگوی مستقیم دولت افغانستان با گروه طالبان

- لغو شورای عالی صلح

- حفظ آزادی بیان و رسانه‌ها

-انعطاف‌پذیری حکومت در برابر طالبان

- ایجاد دفتر سیاسی برای طالبان در افغانستان

- ایجاد فرصت‌های کاری برای طالبان

- آزادی زندانیان سیاسی

- ادامه حمایت سیاسی و مالی آمریکا از افغانستان تا زمان تامین صلح در این کشور

افغانستان بیشتر کمیته‌ها روی آتش بس دوجانبه، تنظیم یک جدول زمانی برای خروج نیروهای خارجی و حفظ ارزش‌ها و دستاوردهای ۱۸ ساله حکومت و مردم افغانستان تاکید کردند

آمریکا حق خروج از افغانستان را ندارد

فیض‌الله جلال، رئیس کمیته ۴۵ لویه‌جرگه صلح حین ارایه گزارش این کمیته تاکید کرد که تا زمانی که صلح در افغانستان تامین نشده آمریکا حق خارج شدن از این کشور را ندارد.

آقای جلال گفت که: " ما آمریکایی‌ها را نگفتیم که افغانستان بیایند، حالا که آمده‌اند و کشور ما را در این وضعیت قرار داده‌اند حق خارج شدن را ندارند."

در سه روز گذشته سه هزار و ۲۰۰نماینده از سراسر افغانستان در تالار این جرگه در کابل جمع شدند تا خط مشی مذاکره و چهارچوب مذاکره با گروه طالبان را مشخص کنند.

لویه جرگه مشورتی صلح با وجود تحریم‌ها و مخالف‌های شمار زیادی از نامزدان انتخابات ریاست جمهوری و احزاب سیاسی روز دوشنبه (۹ اردیبهشت/ثور) برگزار شد. قرار بود این جرگه پس از چهار روز پایان یابد اما برای یک روز دیگر تمدید شد.

قرار است فردا در روز پایانی لویه‌جرگه مشورتی صلح، اعلامیه مشترکی بر اساس پیشنهادهای ۵۱ کمیته‌کاری این جرگه اعلام شود.

در همین حال ششمین دور گفتگوهای آمریکا و گروه طالبان در مورد صلح افغانستان نیز همزمان با سومین روز لویه‌جرگه صلح دیروز در قطر برگزار شد.

گروه طالبان با ارسال خبرنامه‌ای گفته که در این دیدار بر سر چارچوب خروج نیروهای خارجی از افغانستان و اینکه از خاک افغانستان علیه کشور دیگر استفاده نشود، بحث شده است.

طالبان اما از اشتراک در لویه جرگه خودداری ورزیده و آن را "نمایشی" خوانده‌اند.

افغانستان

 لویه جرگه مشورتی افغانستان ۳۲۰۰ عضو دارد

سوال‌هایی که اعضای لویه جرگه به آن پاسخ دادند

۱. به خاطر قطع جنگ و آمدن صلح و ثبات در کشور، چطور می‌توان طالبان را قانع به مذاکره ساخت؟ از نظر شما چه کارهایی باید صورت گیرد که تاحالا صورت نگرفته است؟

۲. دولت جمهوری اسلامی افغانستان در مذاکره با طالبان روی کدام ارزش‌ها و دستاوردها باید پافشاری و ایستادگی کند؟ اهمیت این دستاوردها درچه است؟

۳. به نظر شما ترکیب هیأت مذاکره‌کننده دولت جمهوری اسلامی افغانستان و اوصاف شخصیت‌های که در آن اشتراک می‌کنند، چگونه باشد؟

۴. سیاست دولت افغانستان در قبال همسایه‌ها و به به خصوص کشوریکه طالبان را حمایت مالی و تسلیحاتی می‌کند، چگونه باشد؟ در کل توقع و انتظارات شما از کشورهای خارجی ذی‌دخل در قضیه افغانستان چیست؟

موضوعات مرتبط

واکنش حامینان ازادی بیان از ا عمال سانسور گفار و تنبیه  معترضان در جرگۀ مشورتی


سایه سانسور و سرکوب بر جرگه اشرف‌غنی

جمهور : نهاد حمایت از رسانه‌های آزاد افغانستان(نی) در واکنش به اخراج دو عضو معترض لویه جرگه می‌گوید که این کار محافظان رییس جمهوری به معنای سرکوب آزادی بیان است.
روز گذشته هنگام افتتاح لویه جرگه از سوی اشرف غنی، دو تن که می‌خواستند اعتراض‌شان را به گوش آقای غنی برسانند از سوی نیروهای امنیتی به بیرون از تالار کشیده شدند.
نی در این مورد گفته که خاموش ساختن صدای اعتراض شهروندان در واقع سرکوب آزادی بیان است.
عبدالمجیب خلوتگر؛ رییس اجرایی نی گفت که براساس ماده 34 قانون اساسی، هیچکس حق ندارد صدای اعتراض مردم را خاموش کند و شهروندان افغانستان را از این حق قانونی‌شان محروم سازد.
در اعلامیه نی آمده است که وقتی چنین اقدامی پیش چشم رییس جمهور صورت می‌گیرد این می‌تواند صدمه‌ بزرگی به آزادی بیان تلقی گردد.
این نهاد با اشاره به نمونه های مشابه در داخل و خارج کشور، آن را نمونه بارز سرکوب فجیعانه خوانده است.
آنچه در جریان سخنرانی اشرف غنی رخ داد، به اندازه ای وقیح و شرم آور بود که بازتاب های وسیع آن در رسانه ها و شبکه های اجتماعی، کلیت این جرگه را تحت تأثیر قرار داد و تلاش آقای غنی و ارگ ریاست جمهوری برای مردمی، آزاد و دموکراتیک جلوه دادن این جرگه فرمایشی و حکومتی هم ناکام ماند.
آقای غنی در جریان سخنرانی اش در مراسم افتتاحیه جرگه مشورتی خطاب به شرکت کنندگان گفت که سخنان و نظرات شان را بدون ترس و سانسور بیان کنند و او آماده است تا با شنیدن دیدگاه های آنان، سیاست های دولت اش را براساس آن، تنظیم کند؛ اما این شعار بزرگ و دروغین و تبلیغاتی، در همان روز نخست برگزاری جرگه، نقض شد؛ زیرا مأموران 
PPS یا قطعه محافظت از رییس جمهوری آماده بودند تا طبق دستور، هرگونه صدای مخالف را در گلو خفه کنند و معترضان را به زور به بیرون از تالار همایش ببرند.
خود آقای غنی هم خطاب به عضو معترض جرگه گفت که در کمیته ها برای او وقت کافی برای اظهار نظر داده خواهد شد و در حال حاضر، این فرصت فراهم نیست!
اما برخورد امنیتی با اعضای معترض جرگه اشرف غنی، تنها موردی نبود که حکایت از استیلای سایه سنگین سانسور و سرکوب بر فضای این جرگه داشت. در همان روز اول، خبرنگاران، به عنوان کسانی که بیش از هر کس دیگری باید از آزادی بیان مورد ادعای دولت غنی و تصریح شده در قانون اساسی، بهره مند باشند، نخستین کسانی بودند که با محدودیت های شدید، سانسور و سرکوب رو به رو شدند.
آنها از آغاز در هوتل اینترکانتیننتال و از طریق گیرنده تلویزیونی، شاهد برگزاری جرگه بودند. در ادامه هم به گروهی محدود از عکاسان اجازه حضور در جرگه داده شد؛ اما بربنیاد روایت شاهدان عینی، هر عکاس – خبرنگار از سوی یک یا چند مأمورPPS زیر نظر قرار داشت تا فقط در قالب چارچوب های تعیین شده مبتنی بر سیاست سرکوب و سانسور ارگ، فعالیت کند.
از جانب دیگر، عمر داوودزی از مسؤولان کمیته برگزاری جرگه مشورتی اشرف غنی هم ادعا کرده که اعضا می توانند به طور کاملا آزادانه و بدون سانسور و ترس از سرکوب، نظرات خود را مطرح کنند؛ اما در ادامه تصریح کرده که برای تضمین آزادی اعضای جرگه، خبرنگاران حق ندارند جریان کار کمیته ها را تحت پوشش رسانه ای قرار دهند و به بیرون بازتاب دهند! بنابراین، از نظر آقای داووزی، این خبرنگاران و رسانه ها هستند که آزادی بیان اعضای جرگه را محدود می کنند و آنها باید از حق آزادی بیان محروم شوند تا از طریق آنها مردم افغانستان هم از آنچه در پشت پرده جرگه، رخ می دهد، بی خبر بمانند تا آزادی بیان اعضای جرگه تأمین و تضمین شود!!
با اینهمه برخورد امنیتی اشرف غنی و محافظان او با معترضان، منتقدان، خبرنگاران و حتی مردم و شهروندان عادی، بی سابقه نیست و تنها به جرگه مصلحتی و سفارشی او محدود نمی شود. پیش از این هم از لندن و هرات تا لغمان و کابل، افراد و شهروندان و خبرنگارانی از سوی محافظان آقای غنی در حضور یا در غیاب او مورد لت و کوب، توهین و تحقیر قرار گرفته و سال گذشته هم کاروان موترهای حامل او در لغمان، یک دختر دستفروش را زیر گرفت و کشت.
بنابراین، به نظر نمی رسد که اعلامیه های انتقادی سازمان های مدافع رسانه ها و خبرنگاران بتواند این شیوه عمل رییس جمهوری و محافظان او را تغییر دهد؛ زیرا تکرار چندین باره این رویدادها نشانگر آن است که این برخوردها مستقیما از طرز فکر استبدادی و دیکتاتورمآبانه اشرف غنی ناشی می شود و در هیچیک از مواردی که تاکنون رخ داده، او مانع از برخورد امنیتی و سرکوبگرانه محافظان مسلح اش با معترضان نشده است

عکس های تجمعات شرکت کنندگان لوی جرگۀ مشورتی درکابل{بی بی سی }

http://www.bbc.com/persian/afghanistan-48103345                                                                این لینک را کلیک نموده مشاهده و مطالعه نمائید 

 

لینک مرتبط: http://swn.af/article.aspx?a=47254 

 

مختصر معلو ماتی دربارۀ اکادیمی اسلامی و دانشکاه بین المللی اوزبیکستان  


پروفیسور شرعی جوزجانی 
ساختمان و اهداف اکادمی بین المللی اسلامی اوز بیکستان

لینک  بالا و پا ئین را کلیک کرده مطالعه نمائید

 پروفیسور شرعی جوزجانی 
تــشـکــیــل دپــارتــمــنــت زبــان هــای اوزبــیــکی و 
تورکمنی
 

با خربزۀ درخی اشنا شوید

بذر خربزه درختی پاپایا

این میوه پاپایا نام دارد حاصل چنین درختها است که مشاهده مینمائید این میوه را بعضیها خربزۀ درختی میگویند اگر {پاپایا } ویا {خربزۀ درختی } را گوگل کنید انواع مختلف این میوه با خواص باور نکردی ان بشما عرضه میکند ازمطالعۀ آن لذت می بری

لینک مرتبط: https://bazrco.ir/blog/107- 

http://www.majalesalamat.com/nutrition/foodbenefits/papaya/

نوشتۀ 8 ثور سال 1398ش متفاوت ازنوشته های 8 ثور سالهای پیش  دربارۀ مجاهدین است

 هشت ثور، ناکامی تنظیم‌ها

۸ صبح : در هشت ثور سال ۱۳۷۱ قدرت اجرایی و سیاسی از حزب وطن/حزب دموکراتیک خلق به هیاتی به رهبری مرحوم صبغت‌الله مجددی که به نماینده‌گی از رهبران تنظیم‌ها از پاکستان آمده بود، ‌سپرده شد. رهبران تنظیم‌ها به وساطت نوازشریف و جنرال جاوید ناصر که اولی در آن زمان نخست وزیر و دومی رییس‌ سازمان اطلاعات مرکزی پاکستان/آی‌اس‌آی بودند، روی یک نقشه‌ی راه برای آینده‌ی سیاسی افغانستان توافق کردند. این نقشه‌ی راه در دفتر فرمانداری پشاور امضا شد.

بر مبنای این نقشه‌ی راه باید مرحوم مجددی دو ماه به عنوان رییس موقت دولت اختیارات اجرایی را به دست می‌گرفت و بعد آن را به برهان‌الدین ربانی می‌سپرد و خود در رأس یک مجلس قانون‌گذار موقت قرار می‌گرفت. بر مبنای این نقشه‌ راه، آقای ربانی باید چهار ماه در قدرت می‌ماند و بعد مجلس مؤسسانی که باید صبغه‌ی شرعی ‌می‌داشت، ‌روی تدوین قانون اساسی موقت و تشکیل یک اداره‌ی انتقالی تصمیم می‌گرفت و پس از پایان کار حکومت انتقالی، انتخابات سراسری برگزار می‌شد. اما از همان آغاز پیدا بود که این نقشه‌ی راه عملی نیست. گلبدین حکمتیار با آن که در حکومت موقت برای تنظیم‌اش سمت نخست وزیری در نظر گرفته شده بود، از امضای سند موافقت‌نامه/نقشه‌ی راه پشاور، امتناع کرد و برای عملیات نظامی در کابل آماده‌گی گرفت. تنظیم‌های دیگر هم برای به زیر سلطه در آوردن بخش‌های مهم کابل شروع به لشکرکشی کردند. به این ترتیب موافقت‌نامه‌ی پشاور ناکام ماند و جنگ همه علیه همه آغاز یافت.

جنگ همه علیه همه در آن زمان که بعداً بیان قومی یافت، ‌زیاد غیرقابل پیش‌بینی نبود. از سال ۱۹۸۹ که ارتش سرخ خاک افغانستان را ترک کرد، تلاش‌هایی در سطح جهان به ابتکار سازمان ملل متحد به راه افتاد تا برای جنگ افغانستان راه حل سیاسی پیدا شود. در همان سال ۱۹۸۹ سازمان ملل متحد به همکاری امریکا و شوروی، برای جنگ کمبودیا راه‌حل سیاسی یافت. اما امریکا و روسیه در آن زمان نتوانستند روی آینده‌ی سیاسی افغانستان به توافق برسند. در سال ۱۹۸۹ و ۱۹۹۰اتحاد شوروی خواستار راه‌حلی بود که نقش داکتر نجیب در آن پررنگ باشد. اما واشنگتن راه‌حلی می‌خواست که بر مبنای آن نجیب کنار برود.

 رفته‌رفته علاقه‌ی امریکا به حل سیاسی جنگ افغانستان کم شد و سازمان ملل متحد بدون پشتی‌بانی محکم امریکا در پی حل سیاسی جنگ افغانستان بود. پس از اعلام قطع کمک‌های مسکو به داکتر نجیب در سال ۱۹۹۱، زمام‌دار وقت دریافت که دیگر نمی‌تواند در قدرت باقی بماند. او حاضر شد که در بدل خروج مصون از کشور و روی کارآمدن یک حکومت انتقالی غیر جانب‌دار، از قدرت کنار برود. بینین سیوان نماینده‌ی ویژه‌ی وقت سازمان ملل متحد در امور افغانستان برای داکتر نجیب تضمین داده بود که او و خانواده‌اش را به دهلی‌نو میبرَد و یک حکومت موقت غیرجانب‌دار در کابل روی کار‍ می‌آید. بینین سیوان ظاهراً به داکتر نجیب وعده کرده بود که همه‌ی قدرت‌های بزرگ از برنامه‌ی او مبنی بر ایجاد یک حکومت موقت غیرجانب‌دار پشتی‌بانی می‌کنند.

اما اعلام قطع کمک‌های مسکو به حکومت داکتر نجیب در آن زمان، ‌چنان اضطراب و ترس در کابل خلق کرد که همه‌ی بلند‌پایه‌گان نظامی و غیرنظامی وقت، تلاش کردند که برای بقای فزیکی خودشان هم که شده با فرماندهان مقتدر تنظیم‌ها دست به اتحاد بزنند. اتحاد با دشمن در تاریخ سیاسی این خطه بی‌سابقه نبوده است. در این خطه همیشه سران قبایل و دیگر نیروهای اجتماعی برای بقای فزیکی، ‌سیاسی و مالی خود موضع و جناح‌شان را عوض کرده‌اند. پس از سپتامبر سال۱۹۹۱ هم بلندپایه‌گان نظامی و غیر نظامی حزب وطن/حزب دموکراتیک خلق هم به همین روش عمل کردند. بلندپایه‌گان فارسی زبان در آن زمان تلاش کردند تا با جبهه‌ی پنجشیر به تفاهم برسند و بلندپایه‌گان پشتوزبان با قرارگاه سرخاب حکمتیار در ولایت لوگر. در آن زمان تمام بلندپایه‌گان حزب وطن/حزب دموکراتیک خلق باور خود را به آرمان‌های ایدیولوژیک این حزب از دست داده بودند. فروپاشی اتحاد شوروی و پروژه‌ی اصلاحات گورباچف برای آنان، حالی کرده بود که تاریخ آن طوری که ادبیات لیننیستی تجویز می‌کرد، سیر نمی‌کند. به همین دلیل بود که تفاهم جناحی با فرماندهان و رهبران تنظیم‌ها برای آنان محلی از ارعاب نداشت. شکاف‌های جناحی، هویتی و فرکسیونی هم در ون حزب وطن/حزب دموکراتیک خلق چنان گسترده شده بود که یک جناح از معامله‌ی پنهانی جناح دیگر با فرماندهان و رهبران تنظیمی می‌ترسید، ‌این امر فروپاشی حکومت داکتر نجیب در خطوط قومی را بسیار سریع ساخت.

داکتر نجیب در ۱۸ مارچ سال ۱۹۹۲ اعلام کرد که حاضر است از قدرت به سود یک اداره‌ی غیرجانب‌دار کناره‌گیری کند. او به تاریخ ۲۷ حمل سال ۱۹۹۲ تلاش کرد که به کمک بینین سیوان از طریق فرودگاه کابل از کشور خارج شود. داکتر نجیب شب‌هنگام با کاروانی از وسایط سازمان ملل متحد از ارگ به سمت فرودگاه به راه افتاد. نجیب قبل از حرکت به سمت فرودگاه، استعفانامه‌اش را نوشته بود و معاونان خودش را هم برطرف کرده بود. این امر کل نظم مبتنی بر قانون اساسی آن زمان را برهم زد. ظاهراً بینین‌سیوان می‌خواست که حتا اگر اداره موقت غیرجانب‌دار هم شکل نگیرد، نجیب باید از کشور خارج شود و کابل را نظامیان مربوط به حزب دموکراتیک خلق اداره کنند و بعد آن را به یک حکومت موقت ایتلافی متشکل از تنظیم‌ها بسپارند. اما به دلیل تسلط نیروهای جنرال دوستم و دیگر جناح‌های مخالف نجیب بر فرودگاه، او نتوانست از کشور خارج شود. نجیب در برگشت از فرودگاه به دفتر سازمان ملل متحد پناه برد. دیگر نه او به همکارانش اعتماد داشت و نه همکارانش به او.   پس از پناه بردن نجیب به دفتر سازمان ملل متحد در کابل و تسلط نظامی فرماندهان تنظیمی بر مناطق مهم اطراف کابل، ‌دیگر روشن شده بود که تشکیل یک حکومت موقت غیرجانب‌دار ناممکن است. به همین دلیل تلاش صورت گرفت تا رهبران تنظیم‌ها روی یک نقشه‌ی راه جامع توافق کنند. اما رهبران تنظیم‌ها که پیروزی نظامی به دست آورده بودند، نتوانستند روی یک نقشه‌ی راه برای آینده‌ی سیاسی افغانستان به صورت جمعی توافق کنند. حکمتیار موافقتنامه‌ی پشاور را رد کرد و هم‌زمان با روی کار آمدن آقای مجددی وضعیتی در کابل شکل گرفت که هیچ کس به کس پاسخ‌گو نبود. تمام نهادهای دولتی فروپاشید و جنگ همه علیه همه شکل گرفت. ناکامی تنظیم‌ها در توافق روی یک نقشه‌ی راه سبب شد که کابل و بسیاری از شهرهای افغانستان بدل به جغرافیای بدون دولت شود.  درآن زمان تنظیم حکمتیار و حزب جمعیت، ‌بیش‌تر از هر تنظیم دیگر، صاحب نفوذ، ‌منابع و نیروهای جنگی بودند. رقابت این دو حزب برای به دست آوردن قدرت، وارد مرحله‌ی تقابل نظامی شد. رهبران این حزب ایدیولوژی و مرام سیاسی متفاوت نداشتند. این طور نبود که یکی لیبرال و دیگری لیننیست باشد و هر کدام برای تحقق آرمان خود بجنگند. هر دو حزب، اسلام‌گرا بودند. اما مشکل آنان روی تقسیم قدرت بود. جنگ بر سر این بود که چه کسی باید در راس قدرت باشد و چه کسی در قدرت نباشد. این جنگ رفته‌رفته بیان هویتی پیدا کرد و تمام میانجی‌گری‌ها و تلاش‌ها برای ایجاد توافق سیاسی میان نیروهای در گیر در کابل، به شکست انجامید. رهبران تنظیم‌ها نتوانستند روی معیارهای مشروعیت سیاسی به توافق برسند. در آن زمان موافقت‌نامه‌ی پشاور و تلاش‌های سازمان ملل متحد به صورت بسیار جدی از سوی قدرت‌های بزرگ پشتیبانی نشد. تعهدات مالی بسیار روشن و جدی هم برای افغانستان وجود نداشت و نیروهای تنظیمی هم هر کدام قدرت‌شان را بیش‌تر از دیگری محاسبه کرده بودند. به همین دلیل بود که کابل مثل شهرهای کشورهای اروپایی در جنگ جهانی دوم ویران شد و هزاران انسان جان‌های‌شان را از دست دادند و زمینه برای ظهور و قدرت‌گیری طالبان فراهم گشت . 

لینک مرتبط:http://swn.af/article.aspx?a=47233

https://8am.af/president-we-will-create-historical-forgetting- /

 
  BLOGFA.COM